كمك اقتصادى هدایتکنندگان ماشین صليبى غرب، ايالات متحده آمريكا و بريتانيا به قربانيان تسونامى كمتر از هزینه ی ساخت يك بمب افكن مخفى و يا یک ماه مخارج اشغال خونين عراق است. هزینه ای که جورج بوش ، میتواند با آن بخش عمده ای از سرى لانكا را از فقر نجات دهد. بوش و بلر پس از آنکه مردم جهان به طور خودجوش میلیونها دلار به قربانیان این بلای طبیعی کمک کردند برای فرار از رسوایی تنها اندکی بر كمك نا چيز اقتصادى اوليه خود به قربانيان تسونامى افزودند. در حالی که كمك سخاوتمندانه دولت بلر به قربانيان اخير فقط حدود شش درصد ٨٠٠ ميليون پوندى است كه براى بمباران عراق تخصيص داده شد.
قرپانيان يك فاچعه بزرگ طبيعى باارزش هستند ( اگر چه معلوم نيست اين با ارزش بودن تا چه هنگام ادامه مى يابد.) اما قربانيان فجايع امپرياليستى بى ارزش هستند و چه بسا بى نام و نشان. با اين روش بخوبی میتوان بر بسیاری از بدبختی ها سرپوش نهاد. فجایعی که حکایت از تسونامى بزرگتری دارند .
تحریم عراق در دهه ١۹۹٠، كه عواقب آن را رسانه هاى غرب ناديده گرفتند نيز همچون فاجعه كامبوج بود. سال گذشته يونيسف گزارش كرد كه سوء تغذيه ى كودكان بعد از اشغال آمريكايى ها دو برابر شد ه است. و میزان مرگ و مير كودكان اكنون برابر با مرگ و مير در رواندا و بالاتر از هائيتى و اوگاندا مى باشد. فقر بى داد مى كند و دارو و درمان براى بيماريهاى مزمن كمياب شده است. سرطان و بويژه سرطان سينه به سرعت افزايش مى يابد ؛ مناطق وسيعى آلوده به مواد راديو آكتيو است. بيشتر از ۷٠٠ مدرسه در اثر بمباران ويران شده و يا آسیب ديده اند. و از آن ميلياردها دلار كه قرار بود براى بازسازى كشور هزینه شود، تنها ٢۹ ميليون دلار ذخيره شده است، که عمده ی آن هم صرف حقوق سربازان اجير شده و محافظ خارجيان است. در رسانه های غرب اثری از این اخبارنیست. اين است تسونامى دوم كه اکنون سراسر جهان را در برگرفته است : ميليون ها انساني كه موجوديت شان تقريبا هرگز در مطبوعات دنياى غرب ديده و يا شنيده نمى شود، و مى دانند كه زندگى آنها بى ارزش است.