سايت عمليات رواني – يك ماه پس از انتشار مقالهاي تحت عنوان «لابي صهيونيسم» از سوي دو تن از مشهورترين متخصصان روابط بينالملل در آمريكا كه اظهار داشتهاند لابي صهيونيسم نفوذ گستردهاي در سياستهاي دولت آمريكا دارد، ميگذد. افزايش تنش واشنگتن با تهران به خوبي بيانگر صحت اظهارات پروفسور جان مرشيمر و پرفسور استفان والت مبني بر نفوذ بيسابقه رژيم صهيونيستي در دولت آمريكا است.
اساتيد آمريكايي در مقاله خود لابي صهيونيسم را چنين تعريف ميكنند: ائتلافي گسترده و متشكل از افراد و سازمانهاي مختلف كه بيوقفه در جهت شكلدهي سياستهاي خارجي آمريكا طبق خواستهها و منافع رژيم صهيونيستي فعاليت ميكنند.
در واقع لابي صهيونيسم بيش از هر نهاد داخلي ديگر در آمريكا، كنگره و دولت بوش را به مقابله با ايران و ايجاد چالش با اين كشور اسلامي وادار ميكند. لابي صهيونيسم را گروهي از نومحافظهكاران (از جمله ريچارد پرل، رئيس سابق هيئت سياستهاي دفاعي و جيمز و ولسي، رئيس سابق سازمان سيا تشكيل ميدهند اين افراد كه مشوقان و حاميان اصلي حمله به عراق هستند از سال گذشته ميلادي تمام توان خود را براي ايجاد چالش با ايران و حمله نظامي به اين كشور به كار بستهاند كميته امور عمومي آمريكا اسرائيل (AIPAC)، بزرگترين لابي صهيونيسم، سال گذشته با برپايي نمايشگاه چند رسانهاي پيرامون فعاليتهاي هستهاي ايران و چگونگي مقابله با اين فعاليتها فشار زيادي را براي تصويب لايحهاي مبني بر لزوم حمله به ايران و تغيير دولت اين كشور به كنگره وارد كرد. اين گروه همچنين اعمال تحريمهاي سنگين عليه ايران و شركتهاي خارجي طرف معامله با اين كشور را خواستار شد.
تريتا پارسي، متخصص امور خاورميانه در دانشگاه جان هاپكينز در انتقاد از تصويب لايحه فوق در كنگره آمريكا اعلام كرد اين لايحه تنها تحت نفوذ (AIPAC) به تصويب رسيد و نفوذ لابي صهيونيسم در اين لايحه كاملاً مشهود است.
كميته يهوديان آمريكايي (AJC) نيز هفته گذشته در اقدامي مشابه در روزنامههاي آمريكايي تبليغات گستردهاي را عليه ايران به راه انداخت. اين كميته با انتشار نقشه ايران مكانهايي را كه ميتواند مورد حمله اسراييل قرار بگيرد مشخص نمود.
مرشيمر و والت در مقاله 81 صفحهاي خود مينويسند سياستهاي دولت آمريكا در خاورميانه به سياستهاي رژيم صهيونيستي بسيار نزديك است و آمريكا در جهت حفظ منافع خود در منطقه سياستهاي خود را منطبق با سياستهاي اسراييل طراحي ميكند.
آنها معتقدند كه لابي صهيونيسم در فراهم آوردن امكانات مالي براي احزاب جمهوريخواه و دموكرات آمريكا و تشكيلات بنيادين سازماني اين كشور و همچنين با ضديهودي ناميدن منتقدان خود به شدت در آمريكا نفوذ دارد.
نگارنده معتقد است كه لابي ذي نفوذ در ساختار سياسي آمريكا هيچگاه سياست خارجي اين كشور (آمريكا) را برخلاف جهت منافع ملّي آن سوق نداده است، بعلاوه بطور همزمان سعي شده است تا آمريكاييان به اين باور برسند كه اسراييل و آمريكا منافع كاملاً مشتركي دارند. با اين حال بايد توجه داشت يا آنكه يهوديان اكثريت غالب اين لابي را تشكيل ميدهند اما در ميان آنها مسيحيان پروتستان و نومحافظهكاران غيريهودي نظير ولسي و ويليام بنت نيز ديده ميشوند.
اعمال فشار از سوي اسراييل و لابي صهيونيستي در تصميم دولت آمريكا براي حمله به عراق نقش مهمي داشت – البته اين نقش تنها عامل مؤثر در اين تصميمگيري نبود – شواهد موجود حاكي است كه رهبران اسراييلي و سردمداران بسياري از سازمانهاي يهودي، پيش از جنگ چه رويكردي در اين خصوص داشتهاند، اين در حالي است كه شواهد مذكور نشان ميدهد، اغلب يهوديان آمريكايي نسبت به شروع جنگ ترديد داشتهاند و از آن زمان به بعد نيز قوياً موضع ضدجنگ اتخاذ كردهاند.
در اين بين نومحافظهكاران كه بيشتر به رويكرد حزب ليكود از جناح راست اسراييل گرايش دارند – چه در داخل و چه در خارج از تشكيلات دولت – نيز نقش نسبتاً مهمي در جلب حمايت و پشتيباني لازم براي \\\\\"تغيير رژيم\\\\\" عراق ايفا كردند كه طبق مفاد مندرج در مقالات موجود پيشينهي آن به دهه 1990 باز ميگردد.
در دوران پيش از شروع جنگ عراق، رهبران اسراييلي و بويژه بنيامين بن اليزر كه بعدها به سمت وزارت دفاع رسيد و آريل شارون (نخست وزير) ايران را تهديد جدّيتر و بزرگتري ميدانستند و اين ايدهاي بود كه بلافاصله بعد از سقوط رژيم بغداد، در لابي صهيونيستي كه نومحافظهداران سكاندار آن بودند، نيز مطرح شد.
در حقيقت آزادسازي عراق اولين نبرد بزرگ در چشمانداز خاورميانه بود........... با اينحال جنگ بزرگ بعدي – كه اميدواريم جنگي نظامي نباشد – با ايران خواهد بود. اين عبارتي است كه در اوايل ماه مه 2003، ويليام كريستول، دبير نومحافظهكار مجله ويكلي استاندارد نوشته بود.
طولي نكشيد كه نومحافظهكاران و ساير جنگطلباني كه رهبري آنها را ديك چني (معاون رييس جمهور) بعهده داشت عملا ضمن قطع مذاكرات ايران آمريكا در مورد مسأله افغانستان و ايران، پيشنهاد تهران در خصوص شروع مذاكرات وسيعي كه برجستهترين و شاخصترين اختلافات دو كشور را در بر ميگرفت را نيز رد كردند.
در واقع آنچه تضاد و اختلاف فزاينده با ايران را چنين محسوس و مهم مينماياند، اين است كه لابي رژيم صهيونيستي ظاهراً تنها عامل سازمان يافتهاي است كه قوياً در جهت قرار دادن ايران در وضعيت بحران تلاش ميكند.
تحليلگران عرصهها و جريانات روز جهان و خصوصاً حاميان نظريههاي كنترل تسليحات كه شديداً طرفدار اعمال فشار عليه ايران و برنامه هستهاي اين كشور هستند، نيز هرگونه اقدام نظامي عليه ايران را پرمخاطره و حتّا غير مؤثر برشمردهاند.
با اينحال اين تحليلگران حتّا در بنياد هريتج جناح راست نيز نسبت به اين موضوع ابراز ترديد كرده و آنرا قابل تأمل دانستند. جيمز كاريفانو از بنياد هريتج، نيز ضمن اشاره به ظرفيت و توانمنديهاي ايران در اقدام عليه آمريكا در عراق، اين موضوع را از نقطه نظر ژئوپوليتيكي چندان مهم نميداند.
عدهاي از رهبران تشكلهاي مخالف ايران بر اين باورند كه هرگونه اقدام نظامي عليه ايران ممكن است پيش از هر چيز منجر به تحكيم و تثبيت نظام حاكم بر ايران شود. از اين گذشته بعيد به نظر ميرسد كه كمپانيهاي نفتي آمريكا با اقدام نظامي عليه ايران موافق باشند، چون اين شركتها از بروز خشونت و رخدادهايي كه بيثباتي و خطر سياسي به همراه ميآورند، به شدت بيم دارند.
عليرغم تأكيد محافل سياسي مختلف بر نادرست بودن حمله نظامي به ايران، لابي صهيونيسم بر عقيده راسخ خود مبني بر حمله نظامي به ايران در صورت ناكارآمد بودن راهكارهاي ديپلماتيك و تحريمهاي اقتصادي پافشاري ميكند.
پاتريك كلاوسون، معاون مؤسسه پژوهشي سياستهاي خاورميانه، كه از سوي ايپاك تأسيس شده اخيراً در گفتگوي خود با هرش اظهار داشته است در صورتي كه بحران هستهاي ايران تشديد شود، آمريكا بايد خود را براي مقابله با اين بحران آماده بسازد. هرش سخنان اين لابي صهيونيسم را تهديدي از سوي آمريكا تلقي ميكند و مينويسد ايران چارهاي به جز قبول درخواست آمريكا ندارد و در غير اين صورت بايد با حمله نظامي اين كشور مواجه شود.
تحت تأثير نفوذ اين گونه افراد است كه ديك چني، معاون رييس جمهور آمريكا اعلام كرده است ايران در صورتي كه فعاليتهاي هستهاي خود را متوقف نكند بايد منتظر عواقب بسيار ناخوشايندي باشد.
يكي از مقامات عالي رتبه آمريكا اعلام كرده است در تحريك دولت آمريكا عليه ايران و حمايت از حمله نظامي به اين كشور تنها دست لابي صهيونيسم در كار است. البته این لابی صهیونیستی این بار نیز در تلاش خود برای تحریک غرب علیه ایران ناکام ماند.
نويسنده : جيم لوب
منبع: آنتي وار
تاريخ: 12 آوريل 2006