جمعه 12 شهريور 1389 - الجمعة 23 رمضان 1431 - Friday 03 September 2010 

  

 [English]   


     احمد جبرئیل هشدار داد:آمریکا با مذاکرات سازش به دنبال اجرای توطئه‌های خود در منطقه است          لبنان از رژیم صهیونیستی به شورای امنیت شکایت می‌کند          تفنگدار آمریکایی: مذاکرات سازش مضحک است/ حادثه 11 سپتامبر کار دولت سایه آمریکا بود          مسلمانان اسکاتلندی کالاهای رژیم صهیونیستی را تحریم کردند          نارضایتی مردم آمریکا از برنامه های تلویزیونی          چهار صهیونیست در کرانه باختری به هلاکت رسیدند          رابرت فیسک بررسی کرد: شکنجه، فساد و جنگ داخلی میراث برجای مانده آمریکا در عراق          به دلیل ایستادگی در برابر رژیم صهیونیستی؛ آمریکا ارتش لبنان را صراحتا تهدید کرد          روز چهارشنبه برگزار می‌شود؛ تظاهرات ضد صهیونیستی علیه مذاکرات سازش در غزه و رام‌الله     

 پاسداشت سردار رشید اسلام حاج محمود قلی پور و هشت هزار شهید استان گیلان
 پاسداشت سردار رشید اسلام حاج محمود قلی پور و هشت هزار شهید استان گیلان
 فصلنامه علمی تخصصی عملیات روانی شماره19




 

[نسخه متنی]

RSS

مقاله - سیاسی

چهارشنبه 09/06/1384

 ساعت: 04:56

 [جستجو برای همه اطلاعات]  [بازگشت]  [نسخه چاپی] 

كارشناسان تروريسم؟!


رامي جي. خوري سايت عمليات رواني- تقريباً چهار سال از زماني كه جرج بوش جنگ عليه تروريسم را اعلام كرد مي گذرد و من مايلم در اينجاعليه كيفيت اخبار و تحليل هاي خبري كه مردم آمريكا از طريق رسانه هاي گروهي خود دريافت مي كنند، اعلام جنگ كنم. طي 35 سال فعاليت حرفه اي ام با رسانه هاي گروهي آمريكا، اروپا و جهان عرب سروكار داشته ام و هيچگاه با پديده عجيب و خطرناك «كارشناسي تروريسم» كه هم اكنون در سطح رسانه هاي گروهي آمريكا شيوع پيدا كرده، مواجه نشده بودم. لازم است اين كارشناسان قلابي را از اوج به زير كشيم و از دور خارج كنيم. من عليه «كارشناسان تروريسم» در شبكه هاي تلويزيوني اصلي آمريكا اعلام جنگ مي كنم زيرا اكثر آنها فاقد صلاحيت هستند؛ در واقع آنها به جاي كمك به درك و حل مشكل تروريسم، آن را پيچيده تر مي كنند. آنها نشانه اي از يك مشكل فرهنگي و سياسي بزرگ تر هستند كه بلافاصله پس از يازده سپتامبر2001 نمود پيدا كرد و در كليه سياست هاي دولت بوش بازتاب يافته است. دولت بوش و فرهنگ سياسي آمريكا دركلّ در مواجهه با چالش خطرناك و مرگبار تروريسم جهاني تصميم گرفت به تركيبي از اصول سياستگذاري آمريكا متوسل شود يعني تركيبي از: تظاهر به شجاعت، نمايش، تهاجم، احساساتي شدن، سردادن شعارميهن دوستي، و حيرت زدگي از توانايي هايي خارجيان- بخصوص جهان اسلام- و رفتار با آنان براساس خشونتي بدوي كه سياست ها، تاريخ، دين و فرهنگ آنها را آنگونه تعريف مي كند. نويسنده در پي محكوم كردن همه كارشناسان تروريسم در شبكه هاي تلويزيوني و راديويي آمريكا نيست؛ بايد اذعان كرد كه گزارش هاي بسيار خوبي در رسانه هاي گروهي آمريكا يافت مي شود و برخي از مؤثرترين و لايق ترين كارشناسان، محققان و تحليلگران در رسانه ها فعاليت مي كنند كه به خوبي آمريكا و جهان و ارتباط متقابل اين دو را مي شناسند. براي مثال گزارش شبكه CNN در هفته گذشته درباره شكست اطلاعاتي آمريكا در مورد عراق نمونه خوبي از اين نوع است به ويژه از لحاظ قابليت و تمايل آن به بررسي موشكافانه موضوع. اما چنين شيوه تحليلي همه جانبه و دقيقي، بنا به دلايلي ، در مورد تروريسمي كه آمريكا و ساير كشورها درمعرض آن هستند، صورت نمي گيرد. گزينه ارجح در گزارش جنگ آمريكا عليه ترور، روزنامه نگاري از نوع باگزباني است كه طي آن «آدم خوب ها» با انواع خطرات روبرو مي شوند تا «آدم بدهاي» بيرحم و خشن را شكست دهند. بنا به دلايلي كه ما بايد سعي در درك آنها كنيم، رسانه هاي گروهي آمريكا اغلب تركيبي خطرناك از دو موضوع تكراري را عرضه مي كنند: نخست، وردزبان دولت بوش كه دائماً در حال بي اعتبارتر شدن است مبني بر مقاومت و مبارزه با تروريست ها پيش از اين كه آنها با بمب اتمي به شهرهاي ما حمله كنند؛ و دوم، ملغمه اي از گمان و خيالبافي كه از سوي به اصطلاح «كارشناسان تروريسم» به عنوان واقعيت و تحليل وانمود مي شود. اكثر اين «كارشناسان تروريسم» كه من تابحال تحليل هاي آنان را از راديوها و تلويزيون هاي آمريكايي شنيده ام ،عيوب بزرگي دارند. مهم ترين عيب آنان اين است كه بيشتر در قلمرو تخيل كار مي كنند تا واقعيت. قسمت اعظم تحليل هاي اين افراد حدس و گمان محض و معمولاً اشتباه است؛ و حتا مخدوش است زيرا حدسيات آنها از لحاظ ايدئولوژيك توسط كاخ سفيد تعريف مي شود- و اين عيب دوم آنهاست. عيب سوم اين است كه اكثريت اين كارشناسان شناخت مستقيم اندكي از جوامع عربي آسيايي مورد تحليل خود دارند. شاهد مدعا تلفظ غلط اسامي افراد، مكان ها وسازمان هايي است كه آنها خود را كارشناس آن فرض مي كنند. مشكل مهم ديگر اين افراد اين است كه به جاي علل زيربنايي تروريسم، درباره نشانه هاي آن به ارايه حدس و گمان مي پردازند. ظاهراً اكثر آنها از اصل موضوع يعني علت سوق يافتن جوانان به سمت تروريسم و تنش هاي سياسي در جوامع عربي آسيايي كه محرّك تروريسم است ناآگاهند يا دست كم در مورد آن صحبت نمي كنند. مشكل پنجم تاكيد تحليل هاي آنها بر جنبه نظامي و نه سياسي موضوع است. اكثر اين كارشناسان، پرسنل بازنشسته ارتش، ماموران اسبق FBI، نيروهاي ويژه سابق يا روزنامه نگاران و پژوهشگران بازاري مي باشند. به نظر مي رسد خصوصيت اصلي آنها چانه هاي مهيب و تاثيرگذارشان يا توانايي شان در مشروط كردن هرجمله اي است كه بر زبان مي آورند با عباراتي از قبيل «ظاهراً» ،«ما شك داريم» يا «احتمالاً اينطور است»- و به اين ترتيب تحليل هايشان را به وزنه اي يك تُني از حدس و گمان كه گاهي اوقات به فانتزي نزديك مي شود، مي آويزند. سخنان قطعي و اظهارات اثبات پذير در دنياي آنها بيگانه است و اين توهيني به عرف روزنامه نگاري تلقي مي شود كه بر اساس احترام گذاشتن به حقيقت و مخاطبان استوار مي باشد. ناتواني يا عدم تمايل كارشناسان تروريسم در بررسي دقيق كليه جنبه هاي موضوع، آنها را در بهترين حالت به هنرمنداني ناموفق تبديل مي كند و در بدترين حالت به دورباطل ناآگاهي، سطحي نگري فكري، تحقير واقعيات و يك بعدي نگري ساده انگارانه كه بخش اعظم ارتباطات ميان آمريكاييان و خاورميانه اي ها آنگونه است، مي اندازد. اين امر باعث افزايش خشم، نفرت، انتقام جويي، نژادپرستي و خشونتي مي شود كه به طور روزافزوني بر آمريكاييان، اعراب و آسيايي ها حكمفرما مي شود. اكثر اين كارشناسان تروريسم مكتب جديدي از دلقك بازي فكري و تفريحات سياسي اجتماعي را در ارتباطات و فرهنگ سياسي آمريكا عرضه كرده اند كه در آن معيار موفقيت، تهاجم، خوشبين و راضي كردن مردم و تعريف تروريسم به عنوان نمودهاي جنايي اعراب و آسيايي ها و فرهنگ اسلامي است. من هنوز منتظرم بشنوم كه يكي از اين كارشناسان تروريسم شهامت به خرج دهد و بگويد كه تروريسم نتيجه قابل پيش بيني چرخه اسفبار تاريخ معاصر است كه متهم اصلي آن تروريست ها و جوامع آنها و نيز بازيگران خارجي از قبيل آمريكا ، اسراييل، كشورهاي استعمارگر اروپايي سابق و شوروي هستند. چرا تروريسم به عنوان مشكلي فرهنگي و رواني براي امريكاييان توضيح داده مي شود در حالي كه ساير معضلات و تهديدات در جوامع- نژادپرستي، فقر، جنايت، بيماري، تبعيض جنسي، خشونت سياسي و صدها مشكل ديگر- معمولاً به درستي و با درنظر گرفتن خطاپذيري بشر مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد؟ ________________________________ رامي جي. خوري سردبير روزنامه ديلي استار در بيروت است كه در سراسر خاورميانه توزيع مي گردد.



منبع: Tompaine

ثبت کننده خبر:

تعداد دفعات مشاهده شده: 661


سایر مطالب

31/01/1386

21/01/1386

19/01/1386

28/12/1385

22/12/1385

© 2006, antiwar.ir. All Right Reserved.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
info@antiwar.ir

atf dop