موضع ايالات متحده در مناقشه فلسطين و اسراييل
فيليپ ويلكاكس، رييس مؤسسه صلح خاورميانه
سايت عمليات رواني – دربارة غنيمت شمردن فرصت تاريخي براي ايجاد صلح ميان اسراييل و فلسطين كه از سوي آريل شارون بهمنظور عقبنشيني از نوار غزه مطرح شده و نيز انتخاب محمود عباس به رياست حكومت خودگردان فلسطين حرفهاي بسياري گفته شده است. جورج بوش نيز در پي يافتن راههاي مثبتي براي حل اين مسأله است. وي براي بازسازي ساختار امنيتي و بهبود وضعيت اقتصادي فلسطين سفيراني به غزه اعزام كرده و بودجهاي 50 ميليون دلاري براي اين منظور اختصاص داده است. وي همچنين پيشنهاد حمايت از محمود عباس و اهداف فلسطين در اجلاس اخير واشينگتون را مطرح كرده است.
با وجود اين، سياست آمريكا محتاطانه و نامشخص باقي خواهد ماند. آريل شارون همچنان به يكسونگري دربارة اسراييل و فلسطين ادامه ميدهد و در صورتي كه ايالات متحده در اين بُرهه زماني حضور فعالتري نداشته باشد، سناريوي حاضر بيش از آن كه نفعي داشته باشد، مخاطرهآميز خواهد بود.
راهكاري جديد به نام مبارزه براي رهبري آمريكا در خاورميانه (CALME) در پي جمع آوري امضا براي نامهاي سرگشاده خطاب به جورج بوش و درخواست از وي براي انجام اقدامات فوري است. تا امروز حمايت جمع فزايندهاي از اين طرح به عمل آمده است. طرح مزبور مورد حمايت مراكز مهم ايالات متحده قرارگرفته و تاكنون هزاران آمريكايي در 50 ايالت، نامه را امضاء كردهاند.
عقيدهاي مبني براين كه رهبري آمريكا در پيشبرد ديپلماسي صلح خاورميانه به دليل نوع اتخاذ سياستهاي داخلي آن بسيار مخاطرهآميز است، در فرهنگ عامه آمريكا عميقاً نفوذ كرده است. اما چنين تصوري اشتباه است. نظرسنجيهاي مكرر نشان دهندة حمايت همه جانبه تمامي جمعيت ها و از جمله يهوديان و مسيحيان آمريكا در جهت تقويت هر چه بيشتر ديپلماسي صلح آمريكا و ايجاد دو كشور مستقل فلسطين و اسراييل بوده است.
به رغم فرصتي كه رويدادهاي اخير براي پيشبرد صلح ميان اسراييل و فلسطين به وجود آورده و افزايش خواستههاي مردم آمريكا براي دخالت كشورشان در روند صلح ، عوامل متعددي اين روند را با مشكل مواجه ساخته است.
آن چنان كه پيش بينيهاي خوش بينانه نشان ميدهد، عقبنشيني اسراييل از نوار غزه درحقيقت مقدمه حركتي اجتناب ناپذير به سوي عقبنشيني مشابه از كرانه باختري نيست. شارون تمايل خود را در استحكام بخشيدن به بخشهاي مهاجرنشين اسراييلي پنهان نميدارد و همچنان به ساخت ديوار حايل امنيتي در اراضي فلسطيني كه بخش شرقي عربنشين بيتالمقدس را از كرانه باختري جدا ميكند، ادامه ميدهد. حقايق دربارة رفتار يكسونگرانه و تجاوزكارانة شارون براين ديدگاه صحه گذاشته و طرح صلح «نقشه راه» را كه در واقع نقطة بازگشت به مذاكرات است، ناديده ميگيرد.
اين اقدامات بهطور مؤثري هدف بوش را از تشكيل يك كشور فلسطيني مستقل و يكپارچه نقض ميكند. درصورت مهار نكردن چنين اقداماتي، بايد انتظار آغاز مجدد درگيري مسلحانه را داشته باشيم.
در اين اثنا، اگر محمود عباس خواهان موفقيت است، بايد به عهد خود دربارة عدم توسل به خشونت وفا كند و اميد دوبارهاي براي آزادي فلسطينيان در كشوري حقيقي كه از آن خودشان باشد، به وجود آورد. وي با اختلافات عميقي در جنبش فتح و نيروهاي امنيتي و نيز اپوزيسيون شبه نظاميان وابسته به مبارزان مسلح، مواجه است. وي همچنين انتخابات پارلماني را در سال جاري پيشرو دارد كه گروه حماس براي نخستين بار در آن به رقابت خواهد پرداخت. عباس و همكاران وي در پي درخواست بوش از اسراييل براي پذيرش اصلاحات در «خطوط كلي آتشبس سال 1949»، توقف شهركسازي و برچيدن پايگاههاي غيرمجاز، دلگرم شدهاند. اما در صورتي كه اين سخنان اميدواركننده با تعريف روشنتري از سياست آمريكا و تمايل براي احياي آن همراه نباشد، عباس از حمايت داخلي كه به آن نياز دارد برخوردار نخواهد شد.
با اين حال، سياست آمريكا در اين خصوص نامشخص است. به رغم شكست روند صلح طي حدود دودهه كه در اغلب اوقات آمريكا در برابر اسراييل تسليم بوده است، واشينگتون همچنان از ارايه تعريفي از سياست خود دربارة مسايل اساسي مربوط به مرزها، شهركهاي يهودينشين، بيتالمقدس و ماهيت كشور فلسطين اكراه دارد. عدم موازنه قدرت ميان اسراييل و فلسطين و ادامة بيتفاوتي از سوي آمريكا، تنها منافع شارون را تأمين ميكند و فرصت كنوني براي دستيابي به صلح از دست خواهد رفت.
در صورتي كه بوش قصد عملي كردن نيت جسورانه خود براي تشكيل كشور فلسطيني تا 2009 را دارد، سياست آمريكا نيازمند همتي بلند است. چنين طرحي تعيين كنندة شركت آمريكا در ايجاد صلحي حقيقي و برپايه ايجاد دو كشور مستقل و تقسيم بيتالمقدس، در شرايطي است كه اكثريت پنهان فلسطين و اسراييل با هم به كار گرفته شوند.
همچنين، لازم است واشينگتون براي استقرار دموكراسي و ايجاد اصلاحات در فلسطين اهداف خود را برگزيند. عقيدة بعضي از مقامات آمريكايي اين است كه طرح ايجاد اصلاحات بنيادين كه قرار است مهمترين برنامه آينده فلسطين باشد، اقدامي غلط است. اگر ساخت شهركهاي يهودينشين و اشغال اراضي فلسطيني خاتمه پيدا نكند و آزادي در كشور منسجم فلسطين برقرار نشود، هيچگاه دموكراسي واقعي در فلسطين اجرا نخواهد شد.
موفقيت آمريكا در حل و فصل مناقشة ميان اسراييل و فلسطين بايد عامل محوري سياست دموكراتيك كردن خاورميانه باشد. فلسطينيها در مقايسه با ساير جوامع عربي، آمادگي بيشتري براي پذيرش دموكراسي دارند. در صورتي كه ادامه اشغالگري و درگيري مانع استقرار دموكراسي در فلسطين شود، هدف آمريكا براي گسترش دموكراسي در منطقه كمرنگ خواهد شد.
با در نظر گرفتن مشكلات داخلي شارون برسرآزادسازي نوار غزه، صلح جديد آمريكايي بايد منتظر آزادي كامل غزه بماند. واشينگتون در اين اثنا ميتواند حمايت خود را از عباس افزايش دهد و شارون را تحت فشار قرار دهد تا از اقدامات يكجانبه خود در كرانه باختري و بيتالمقدس دست بردارد، پايگاهها را تخليه كرده و به تعهدات پيشين خود دربارة عقبنشيني از شهرهاي كرانه باختري و كاهش بازرسيها عمل كند. آمريكا همچنين بايد به روشني اعلام كند كه شكل كنوني شهركها در كرانة باختري، موانع امنيتي و مخالفت با تشكيل پايتختي فلسطيني در بيتالمقدس، با هدف تشكيل دو كشور مستقل كه با صلح در كنار هم زندگي كنند مغاير است.
طرح جسورانه جديد آمريكا براي صلح ميان دو كشور بايد متعادل، منصفانه و همراه با ادراك بوده و نيز بايد پاسخگوي خواست فلسطين براي آزادي و تماميت ارضي باشد. اين نيازها جدايي ناپذيرند و در صورت ادامه چنين طرحي، قلبها و ذهنهاي مردم هر دو كشور را تسخير كرده و الهام بخش اميد و حمايت خواهد بود. چنين ابتكاري نيازمند شجاعت، مهارت و صبر است. در عين حال ميتواند براي جورج بوش يك پيروزي سياسي در داخل آمريكا محسوب شود. همچنين باعث خواهد شد تا آمريكا وجهة از دست رفته خود در خاورميانه و ساير نقاط جهان را بازيابد.
ثبت کننده خبر:
تعداد دفعات
مشاهده شده: 454
|
سایر مطالب
|