جمعه 12 شهريور 1389 - الجمعة 23 رمضان 1431 - Friday 03 September 2010 

  

 [English]   


     احمد جبرئیل هشدار داد:آمریکا با مذاکرات سازش به دنبال اجرای توطئه‌های خود در منطقه است          لبنان از رژیم صهیونیستی به شورای امنیت شکایت می‌کند          تفنگدار آمریکایی: مذاکرات سازش مضحک است/ حادثه 11 سپتامبر کار دولت سایه آمریکا بود          مسلمانان اسکاتلندی کالاهای رژیم صهیونیستی را تحریم کردند          نارضایتی مردم آمریکا از برنامه های تلویزیونی          چهار صهیونیست در کرانه باختری به هلاکت رسیدند          رابرت فیسک بررسی کرد: شکنجه، فساد و جنگ داخلی میراث برجای مانده آمریکا در عراق          به دلیل ایستادگی در برابر رژیم صهیونیستی؛ آمریکا ارتش لبنان را صراحتا تهدید کرد          روز چهارشنبه برگزار می‌شود؛ تظاهرات ضد صهیونیستی علیه مذاکرات سازش در غزه و رام‌الله     

 پاسداشت سردار رشید اسلام حاج محمود قلی پور و هشت هزار شهید استان گیلان
 پاسداشت سردار رشید اسلام حاج محمود قلی پور و هشت هزار شهید استان گیلان
 فصلنامه علمی تخصصی عملیات روانی شماره19




 

[نسخه متنی]

RSS

مقاله -

يکشنبه 05/04/1384

 ساعت: 10:50

 [جستجو برای همه اطلاعات]  [بازگشت]  [نسخه چاپی] 

رسانه هاي گروهي و برخورد تمدن ها – بخش دوم


نويسنده: فيليپ سب برخورد رسانه‌ها هنگامي كه حسني مبارك، رييس جمهور مصر سرگرم بازديد از دفاتر حقير خبرگزاري الجزيره در قطر بود، گفت: «اين همه دردسر از قوطي كبريتي مثل اينجا در‌ مي‌آيد.» 33 براي مبارك و ساير رهبران عرب كه ترجيح مي‌دهند رسانه‌هاي خبري‌شان مطيع آنها باشند، الجزيره با برنامه‌هاي بحث و گفتگو در مورد مسايلي كه بسياري در منطقه – از جمله بسياري از سازمان‌هاي خبري – آن را خارج از حيطه رسانه‌هاي خبري مي‌دانند، دردسرهاي زيادي را موجب شده است. در الجزيره همه چيز، از نقش زنان گرفته تا صلاحيت و لياقت دولت‌ها مورد بحث اغلب انتقادآميز قرار مي‌گيرد. شعار اين شبكه تلويزيوني «عقيده و عقيده ديگران» است كه ممكن است در غرب معمولي به نظر رسد اما در رسانه‌هاي گروهي جهان عرب منحصر به فرد است. شيخ حمد بن خليفه آل ثاني، امير قطر 140 ميليون دلار براي تأسيس الجزيره سرمايه‌گذاري كرد و اين شبكه در سال 1996 آغاز به كار نمود. هنگامي كه امير براي معرفي قطر به عنوان يك كشور اسلامي پيشرفته كه از سرمايه‌گذاران غربي استقبال مي‌كند، تبليغ مي‌كرد، الجزيره را به عنوان شاهدي بر تعهد خود نسبت به اصلاحات مثال مي‌آورد. او استقلال عمل شبكه را تحمل مي‌كرد اما دفاتر الجزيره در كشورهاي خاورميانه به دليل خشم دولت‌ها از پوشش خبري آن متناوباً بسته مي‌شد. تا سال 2001 اين شبكه بيشتر يك شبكه تفريحي شناخته شده بود اما از اين سال به بعد محتواي برنامه‌هاي آن توجهات بين‌المللي را به خود معطوف كرد. كمي پس از حملات 11 سپتامبر، معمر قزافي، رهبر ليبي به الجزيره گفت: «حملات وحشتناك و مخرب بوده و ايالات متحده حق تلافي دارد.» شبكه الجزيره همچنين نقشي محوري در پوشش جنگ ايالات متحده عليه افغانستان ايفا نمود، خبرنگاران آن اجازه داشتند در سرزمين‌هاي تحت كنترل طالبان باقي بمانند در حالي كه به خبرنگاران غربي دستور داده شد كه منطقه را ترك كنند. الجزيره پوشش زنده از حملات هوايي نيروهاي آمريكا ارائه مي‌كرد و تلفات انساني و واكنش‌ها نسبت به جنگ را مورد تأكيد قرار مي‌داد. پخش نوارهاي ويديويي اسامه بن لادن از اين شبكه به بدنامي آن انجاميد. سازمان‌هاي خبري كه دسترسي نزديك به وقايع جنگ نداشتند به الجزيره روي آوردند و آرم آن در پايين برنامه‌هاي خبري سر تا سر دنيا حك شد و بينندگان آن رو به فزوني گذاشت. الجزيره هنگام پوشش خبري جنگ افغانستان از تهيه خبر و گزارش درباره درگيري‌هاي اسراييلي‌ها و فلسطيني‌ها ضمن هواداري از فلسطينيان (بمب‌گذاري‌هاي انتحاري را «عمليات كماندويي» مي‌ناميد) و تأكيد روي علائق اعراب غفلت نورزيد. اعراب خاورميانه و سراسر جهان به نحو فزاينده‌اي به الجزيره روي آوردند. تعريف اين نوع بينندگان كه مايل به شنيدن اخبار به شيوه‌اي متفاوت و متمايز هستند، دشوار است. محمد النواوي و عادل اسكندر در كتاب خود درباره الجزيره مي‌نويسند: «پيوندهايي كه 300 ميليون عرب را در قرن 22 متحد نگه مي‌دارد اغلب انتزاعي هستند. اين پيوند از نوع اتحاد نظامي، آتش‌بس سياسي، همكاري اقتصادي يا صرفاً پيوند زباني نخواهد بود. حتّا ممكن است دين مشترك هم نباشد. بلكه آنچه اعراب را به يكديگر نزديك مي‌كند، سرنوشت مشترك آنهاست.» ايده سرنوشت مشترك ممكن است در نظر برخي شكاكان مبالغه در توده ملت عرب جلوه كند. بحث بر سر اتحاد و يكپارچگي اعراب – حتّا فقط در حد يكي بودن خواسته‌ها – مشابه ايده اتحاد مسلمانان است كه موضوعي بحث‌انگيز و مرتبط با برخورد رسانه‌ها مي‌باشد. هانتبنگتون اسلام را «وجدان بدون پيوستگي» تعريف مي‌كند كه به گفتة او «منبع ضعف اسلام و منبع تهديد ساير تمدن‌هاست. رسانه‌هاي خبري و ساير ابزارهاي ارتباطي بايد پيوستگي را تقويت كنند. صرفنظر از ويژگي‌هاي ملت عرب، مخاطباني براي اخباري كه از ديدگاهي عربي عرضه مي‌شود قطعاً وجود دارد و الجزيره نزد اين دسته از مخاطبان كه از رسانه‌هاي غربي دوري مي‌كنند، معتبر است. تصفيه الجزيره از اين جهت حائز اهميت است كه برخورد تمدن‌ها ممكن است به شيوه‌اي غيرمسلحانه روي دهد. ممكن است به شكل برخورد ديدگاه‌ها باشد كه آغاز و پيامدهاي آن متأثر از جريان اطلاعات است؛ نحوه نگرش مردم به دنيا، ديدگاه‌هاي آنان را نسبت به ساير فرهنگ‌ها شكل مي‌دهد. هنگامي كه الجزيره در سال 2003 جنگ عراق را پوشش مي‌داد، اين كار را چنان خوب انجام داد كه مخاطبانش طي جنگ خليج‌فارس تجربه نكرده بودند. گرچه الجزيره سعي نكرد از صدام حسين تصوير يك قهرمان را به نمايش گذارد، نحوه پوشش خبري آن از جنگ مسلماً در حمايت از جنگ – وجه غالب اكثر ژورناليسم جنگي آمريكايي - نيز نبود. در عوض الجزيره ديدگاه اعراب را نسبت به جنگ به نحو برجسته‌اي ارايه مي‌كرد با گزارش‌هاي گرافيكي از آمار تلفات غيرنظامي و بعداً درباره سوءرفتار با زندانيان عراقي از سوي نيروهاي آمريكايي و انگليسي. و در همه حال اخبار وقايع سرزمين‌هاي اشغالي در الجزيره پوشش داده مي‌شد كه مشخصاً در حمايت از فلسطينيان موضع‌گيري مي‌كرد. بحث درگيري اسراييل و فلسطين و تأثيرات آن بر كل روابط آمريكا و اعراب – در پوشش خبري و بحث‌هاي سياسي رسانه‌هاي آمريكا تا حد قابل ملاحظه‌اي حذف شده بود. ارواند آبراهاميان، استاد دانشگاه نيويورك اعتقاد دارد كه در پوشش خبري حملات 11 سپتامبر از سوي روزنامه نيويورك تايمز «به نحو وسواس‌آميزي از انتشار هر خبري كه اوج‌گيري اسلام سياسي راديكال را با وقايع اسراييل و فلسطين ارتباط مي‌داد، پرهيز مي‌شد.» 38 اينترنت سياست‌ها و رويدادها به خودي خود، نه گزارش كردن آنها، بر ديدگاه‌هاي سياسي تأثير مي‌گذارند. پوشش خبري نيز به خودي خود تنش‌هاي بين فرهنگي ايجاد يا از بروز آن جلوگيري نمي‌كند اما جريان اطلاعات عامل تأثيرگذاري است و اين جريان و تأثيرات آن از طريق اينترنت بسيار شدت مي‌گيرد. اينترنت به عنوان رسانه‌اي تعاملي و نيز ابزاري جهت فراهم كردن اطلاعات، مي‌‌تواند پيوستگي بي‌نظيري بين دورترين مناطق ايجاد كند. گري بانت محقق اظهار مي‌دارد: «تعداد بسيار زيادي از مسلمانان جهان از طريق ارتباط ديجيتالي، دين و جايگاه خود را در ارتباط با جوامع بزرگ‌تري كه در آنها «فرهنگ غرب» حداقل در عصر فضا، روز بروز كمرنگ ‌تر مي‌شود، مي‌نگرند.» همچنان كه اينترنت از اهميت مرزهاي ملي و ساير مرزبندي‌ها كاسته است، كل رسانه‌هاي جهان و فناوري اطلاعات مي‌توانند به ايجاد جوامع مجازي كه پوشش خبري آنها به همان اهميت كشورهاست، كمك كنند. در خلال چند سال اخير، كاربري اينترنت در بعضي كشورهاي اسلامي به طرز چشمگيري افزايش يافته است اما هنوز سطح دسترسي به آن از اغلب كشورهاي دنيا عقب تر است. هيچ كشور اسلامي از لحاظ درصد جمعيت داراي دسترسي به اينترنت در بين 25 كشور نخست دنيا ديده نمي‌شود. در كل خاورميانه به جز اسراييل، تنها پنج درصد از جمعيت به اينترنت دسترسي دارند. دركشورهاي بزرگ اسلامي ساير نقاط دنيا، اين رقم پايين‌تراست مثلاً در اندونزي 6 درصد و در پاكستان يك درصد است. آمارهاي رشد كاربري اينترنت واقعي‌تر هستند: استفاده از اينترنت در ايران بين سال‌هاي 2000 تا 2004 تقريباً 1200 درصد و در عربستان سعودي 610 درصد رشد را نشان مي‌دهند. اما آمار مربوطه در مورد پاكستان نشان مي‌دهد كه كاربري اينترنت هنوز جاي رشد بسيار دارد. اگر چه كاربري دراين كشور نيز طي چهار سال فوق رشدي 1000 درصدي داشته است، ارقام واقعي از133900 به 5/1 ميليون نفر از كل جمعيت 157 ميليون نفري پاكستان رسيده است. با فرض اين كه كاربري اينترنت در كشور‌هاي اسلامي رشد چشمگيري در سال‌هاي آتي خواهد داشت، امت اسلامي ممكن است با پيوستگي ناشي از فناوري تبديل به جامعه‌اي مجازي ‌شود. اين كه اين جمعيت مسلمان منزوي شوند يا با جوامع بزرگ‌تر جهان تعامل كنند، عامل مهمي در تعيين نقش آتي اسلام خواهد بود. آن دسته از ناظراني كه معتقدند برخورد تمدن‌ها به وقوع خواهد پيوست، ممكن است هرگونه يكپارچه سازي در حوزه جهان اسلام را تهديد تلقي كنند اما كساني كه نسبت به نظريه برخورد تمدن‌ها مشكوكند، ممكن است استدلال كنند كه اينترنت قدرت تأثيرات جهاني سازي را تقويت مي‌كند و كشورهاي اسلامي و ملت‌هايشان را به سوي يكپارچكي بيشتر با ساير مناطق دنيا سوق مي‌دهد. سايت‌هاي اينترنتي خبري در اين حوزه ايفاي نقش خواهند كرد. به رغم تلاش‌هاي برخي دولـت‌ها همچون عربستان سعودي براي محدود كردن دسترسي به بعضي سايت‌هاي خبري خاص، مسدود كردن اينترنت روز به‌روز مشكل‌تر مي‌شود. اينترنت مي‌تواند به دموكراتيزه كردن زندگي خردورزانه به شيوه‌اي كه هيچ مقام دولتي (يا رهبر مذهبي) امكان كنترل كامل آن را نداشته باشد، كمك كند. اخبار در حال تبديل شدن به محصولاتي جهاني هستند و اينترنت نيز مانند شبكه‌هاي تلويزيوني ماهواره‌اي، مي‌تواند با فراهم آوردن اطلاعاتي كه كليشه‌ها و افسانه‌ها را تضعيف مي‌كنند به خنثي شدن برخورد تمدن‌ها كمك كند. سايت اسلام آنلاين و بسياري از منابع اينترنتي ديگر در دسترس مردم غرب و كليه نقاط دنياست و به عنوان ابزاري آموزشي از چشم‌انداز زندگي اسلامي عمل مي‌كند. حتا بدون اتكا به رسانه‌هاي خبري مهم، مصرف كنندگان اخبار مي‌توانند اطلاعات را علاوه بر دولت‌ها، NGOها، گروه‌هاي مرتبط با موضوع، وبلاگ‌ها و غيره مستقيماً از منابعي نظير اين سايت‌ها كسب كنند. حجم اطلاعات آنقدر زياد است كه قطعاً تأثيراتي برمخاطبان خواهد داشت. اين كه اين تأثير دشمني‌ها و سوء تفاهم‌هاي ديرينه را برطرف مي‌كند يا خير، موضوعي است كه بايد منتظر ماند و ديد. افق آينده: رسانه‌هاي خبري چگونه با يكديگر هماهنگ مي‌شوند؟ بحث‌هاي دنباله‌دار در باره نظريه برخورد تمدن‌ها فرصتي به سازمان‌هاي خبري، خصوصاً در ايالات متحده، براي ارزيابي مجدد دوران پس ازجنگ سرد- و هم اكنون پس از 11 سپتامبر- و صف‌آرايي نيروهاي سياسي و فرهنگي در سراسر جهان عرضه كرد. رسانه‌هاي خبري در اين راستا همچون سياستگذاران و عموم مردم بايد در برابر پذيرفتن كليشه‌ها و قضاوت درباره تفاوت‌هاي فرهنگي به شيوه‌هاي ساده انگارانه موضع‌گيري كنند. همزمان با چاپ نخستين مقاله هانتينگتون درباره برخورد تمدن‌ها در سال 1993، به نظر مي‌آمد از ترس‌هاي تازه شكل گرفته در اين زمينه حمايت، و آمادگي غرب را براي پذيرش ديگر فرهنگ‌ها تقويت مي‌كند. اما آمادگي مردم براي پذيرش يك ايده به معني اين نيست كه رسانه‌هاي خبري با آن انتقاد آميز برخورد نكنند. يكي از مشكلات نظريه برخورد تمدن‌هاي هانتينگتون از نظر رسانه‌هاي گروهي و مردم اين است كه براي هر موقعيت سياسي مي‌توان بخشي از نظريه او را مناسب تشخيص داد صرفنظر از اين كه چگونه با محيط بزرگ‌تري مطابقت پيدا مي‌كند. هانتينگتون با اظهاراتي قاطع كه معادل آكادميك سخنراني سياسي است – تحريك كننده اما از لحاظ فكري غير دقيق – به اين مشكلات دامن زده است. براي مثال «مشكل اساسي غرب، اصول‌گرايي اسلامي نيست بلكه خود اسلام است. تمدني متفاوت كه ملت آن به برتري فرهنگشان متقاعد شده‌اند و از ضعيف بودن خود ناراضي‌اند. » چرا اين «مشكلي براي غرب است؟» آن مردمي كه آنقدر متقاعد شده‌اند چه كساني هستند؟ نحوه رفتار رسانه‌هاي خبري با ديدگاه هانتينگتون ممكن است باعث مطرح‌تر شدن و ساده انگاري آن شود. برخي نحوه پوشش رسانه‌ها را از نظريه‌ هانتينگتون به منزله عقل قرار دادي قلمداد كردند و پاسخ‌هايي را از رهبران مسلمان جويا شدند. مصطفي سريك، مفتي اعظم بوسني، اعتقاد دارد كه «درك فعلي در غرب مبني‌بر اين كه همه مسلمانان تروريست نيستند اما همه تروريست‌ها مسلمانند، نه تنها از نظر اخلاقي و سياسي نادرست است بلكه با توجه به واقعيات نيز متزلزل است.» سريك اضافه مي‌نمايد كه به اسلام نبايد برچسب «دين تروريستي» زد زيرا «اقليتي خشونت طلب در هر دين نماينده اكثريت صلح دوست آن دين نيستند. » نظريه برخورد تمدن‌هاي هانتينگتون منحصراً به برخورد بين فرهنگ غرب و اسلام محدود نمي‌شود. وي در كتاب برخورد تمدن‌ها، نمودار و توصيف‌هايي از تقسيم‌بندي خود از دنيا ارايه كرده است. او مي‌نويسد: «ايده اصالت فرد، ليبراليسم، قانون مداري، بازار آزاد، و جدايي دين از دولت كه در غرب ارزشمند است، در فرهنگ‌هاي اسلامي‌، چيني، ژاپني، هندو، بوداييسم يا ارتدوكس انعكاس كمي دارد. » محققان و سياستگذاران در تلاش براي پيش‌بيني محل‌هاي بروز بحران‌، به حوزه‌هاي فراتر از اسلام توجه مي‌كند. زبيگنيو برژنسكي درباره « شخصيت ناپايدار و دمدمي مزاج ملل ژاپني و كره‌اي» نوشته است كه «اين روحيه مي‌تواند به ضديت با آمريكا و ايجاد هويتي آسيايي بينجامد كه خود را مستقل از تسلط فرهنگ آمريكايي تعريف مي‌كند. » اين تحليل ممكن است فقط يك نظريه باشد اما بروز چنين مشكلي براي ايالات متحده كاملاً محتمل است. اين مشكل از نوعي است كه سازمان‌هاي خبري بايد پيش از تبديل شدن آن به يك بحران آنرا بررسي و در مورد پوشش آن برنامه‌ريزي كنند نه اينكه منتظر بمانند و پس از وقوع آن با دستپاچگي واكنش نشان دهند. حتا در روابط اسلام و غرب، جنبه‌هايي از برخورد تمدن‌ها وجود دارد كه فراتر از بزرگ‌ترين نگراني‌هاي هانتينگتون در اين زمينه است. رونالد انگلهارت وپيپا نوريس پژوهشگران «تحقيق ارزش‌هاي جهاني» مي‌نويسند: «در حوزه ديدگاه‌ها در مورد تساوي جنسيتي وآزادي جنسي، شكاف بين اسلام و غرب بسيار عميق مي‌شود. » با اين‌حال، روش ديگري كه در قبال برخورد فرهنگ‌ها مي‌توان پيش گرفت اين است كه رسانه‌هاي خبري اگر مايلند تصويري جامع از وضعيت دنيا به ملت‌ها نشان دهند، به اين مقوله توجه كنند. در عين حال، افرادي وجود دارند كه به دلايل شخصي ممكن است مايل به ايجاد برخورد بين تمدن‌ها باشند؛ اين مسأله مي‌تواند هدف القاعده باشد و در اين صورت، فرصت‌هاي حصول چنين هدفي از طريق ترويج اين عقيده كه «قصد ايالات متحده از اشغال عراق تضعيف جهان اسلام است» در بين مسلمانان تقويت مي‌شود. ظهور اين نمونه‌ها از برخورد تمدن‌ها، در حال يا آينده، چالشي پيچيده پيش روي ژورناليسم قرن بيست‌ويكم قرارداده است. در وهله اول، حجم پوشش اخبار بين‌المللي بايد منسجم‌تر شود. اگر كسي تصور كند كه جنگ سال 2003 عراق باعث چرخشي پايدار در پوشش اخبار بين‌المللي خواهد شد احتمالاً نااميد مي‌شود. پوشش خبري بحران‌هاي عمده به سرعت فروكش مي‌كند. به عنوان مثال، گزارش تيندال با استناد به پوشش خبري جنگ 1991 خليج فارس نشان مي‌دهد كه پوشش اخبار شبكه‌هاي تلويزيوني از عراق، از 1177 دقيقه طي ژانويه 1991 به 48 دقيقه در اوت همان سال كاهش يافت. پوشش خبري افغانستان نيز بيانگر كاهش مدت از سوي بسياري از سازمان‌هاي خبري بود. طبق گزارش تيندال، در نوامبر 2001، مدت زمان پوشش خبري جنگ افغانستان 306 دقيقه، در ژانويه 2002، 106 دقيقه، در فوريه 202، 28 دقيقه، در ژانويه 2003، 11 دقيقه و در مارس 2003 ، يك دقيقه بود. كاهش مشابهي در پوشش خبري روزنامه‌هاي آمريكا نيز قابل مشاهده بود و اگر پوشش خبري روزنامه‌هاي نيويورك تايمز و واشينگتون پست را مستثني كنيم، ميزان كاهش حتا بسيار بيشتر نيز خواهد بود. امروزه رسانه‌هاي خبري با جامعه‌اي بين‌المللي روبرو هستند كه بي‌قاعده‌تر از گذشته است. «ضد قهرمانان» امروزي (طبق تعريف دولت‌ها و رسانه‌هاي گروهي غرب) مانند القاعده ممكن است وطني كه بتوان آن را روي نقشه ‌نشان داد، نداشته باشند. اين امر باعث انحراف وسردرگمي سياستگذاران و مديران رسانه‌هاي خبري مي‌شود. سياستگذاري يا طراحي اخبار بدون اتكا به ابزارهاي سنتي از قبيل نقشه و فهرست مقامات وزارت امور خارجه كشور‌هاي دنيا مشكل خواهد بود. عامل ديگري كه باعث پيچيده‌تر شدن موضوع درك جهان مي‌شود، جوامع در حال تحولي مانند اتحاديه اروپا هستند كه پوشش خبري نهاد‌هاي بين‌المللي را حائز اهميت مي‌سازد. ساير جنبه‌هاي جهاني سازي، با افزايش اهميت منافع سياسي و اقتصادي قدرت‌هاي بزرگ، گسترده‌تر خواهد شد. شركت‌هاي عظيم از مرز مليت‌ها گذشته‌اند و به صورت الكترونيكي اداره مي‌شوند. وضعيت‌هاي اضطراري بشر دوستانه در مناطق دور افتاده كه در گذشته مورد غفلت قرار مي‌گرفت، هم‌اكنون به شكل بحران‌هاي «مجازي» به خانه‌هاي مردم راه مي‌يابند. ارتش‌هاي بي‌سرزمين تروريست‌ها، قلّت عددي خود را با زير پا گذاشتن مرزها و استفاده از رسانه‌ها براي تقويت تأثير اقداماتشان جبران مي‌كنند. اين مسايل به ماوراي كشمكش‌هاي تمدني كه هانتينگتون توصيف كرده، گسترش يافته است. سياستگذاران و روزنامه‌نگاران منافع مشتركي در درگير شدن با اين مسايل دارند. گزارش كميسيون 11 سپتامبر خواستار لزوم توجه و دخالت در «جنگ عقايد» شد. پوشش خبري بخشي از آن است. در حالي كه دولت‌ها در مورد نحوه سازگاري خود با واقعيات جديد تصميم مي‌گيرند، حوزه اطلاع رساني بايد به آرايش مجدد اولويت‌هايش بپردازد اگر روزنامه‌نگاران قصد كمك به مردم در ادراك بهتر نسبت به وقايع جهان دارند. مي‌توان تعاريف ساموئل‌ هانتينگتون را مورد سؤال قرار داد و نتايج آن را به چالش طلبيد اما او با سوق دادن سياستگذاران و روزنامه‌نگاران به سمت انجام تحليل‌هاي پيچيده‌تر درباره جهان، خدمت بزرگي انجام داده است. شايد نتيجه آن، سياست‌هاي فكورانه‌تر و پوشش خبري جامع‌تر باشد. هر نوع پيشرفتي در اين راستا مفيد خواهد بود. فليپ سب استاد روزنامه‌نگاري در دانشگاه ماركت است. وي فارغ‌التحصيل دانشگاه پرينستون و داراي درجة دكتراي روزنامه‌نگاري از دانشگاه متديست جنوبي است. پروفسور سِب نويسندة كتاب‌هاي بي‌شماري از جمله ديپلماسي خلاصة خبر: چگونگي تأثيرگذاري پوشش خبري بر سياست خارجي، روزنامه‌نگار جهاني: خبر و آگاهي در دنياي جنگ و فراتر از خطوط مقدم : چگونگي پوشش خبري رسانه‌ها از دنياي شكل گرفته به وسيله جنگ است.



منبع: Parameters

ثبت کننده خبر:

تعداد دفعات مشاهده شده: 811


سایر مطالب

04/04/1384

© 2006, antiwar.ir. All Right Reserved.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
info@antiwar.ir

atf dop