سه شنبه 20 بهمن 1388 - الثلاثاء 24 صفر 1431 - Tuesday 09 February 2010 

  

 [English]   


     آیا سران رژیم صهیونیستی محاکمه خواهند شد؟          یک تحلیلگر مسائل بین‌الملل: افزایش بودجه نظامی آمریکا فقط جان بی‌گناهان بیشتری را می‌گیرد          یک کارشناس مسایل بین‌الملل: تنش بین ترکیه و اسرائیل سیاست‌های آمریکا در منطقه را به چالش می‌کشد          جهادی گری پروژه جدید آمریکا (7) پروژه "عراق‌سازی " یمن و دیپلماسی رسانه‌ای تایم          جهادی گری پروژه جدید آمریکا (6) زمینه سازی آمریکا برای شروع جنگ در یمن          سلیمان: حمله به لبنان، دیگر برای اسرائیل آسان نیست          ترکیه سفیر آمریکا را از دخالت در امور داخلی خود برحذر داشت          خالد مشعل:ماهیت رژیم اسراییل جنگ طلبی، اشغالگری و مخالفت با صلح است          ماهنامه امریکایی مانتلی ریویو/ انقلاب رنگین، شکل جدید تلاش آمریکا برای تغییر رژیم های سازش ناپذیر     





 

[نسخه متنی]

RSS

مقاله - سیاسی

دوشنبه 23/03/1384

 ساعت: 08:28

 [جستجو برای همه اطلاعات]  [بازگشت]  [نسخه چاپی] 

ر‍‍ژيم صهيونيستي تحريك كننده حمله آمريكا به عراق


استيفن ج. اسنيگوسكي - درحالي كه نومحافظه‌كاران عامل محرك تهاجم آمريكا به عراق واقدامات متعاقب آن براي تغيير رژيم خاورميانه بوده‌اند، ايده اصلي اين جنگ از روشنفكران نومحافظه‌كار سرچشمه نگرفته بلكه ريشة آن در اسراييل است. ميان شرايط نومحافظه‌كاران و آنچه كه مدت‌ها استراتژي جناح راست اسراييل و تا حدي نظام حاكم بر اين رژيم بوده است، ارتباط روشني وجود دارد. اسراييل سالها طرح جنگ خاورميانه را به‌عنوان وسيله‌اي براي افزايش ايمني خود، در سرداشته است. آنها از جنگ دو هدف عمده داشتند: اول اينكه، جنگ با تضعيف و تجزية همسايگان اسراييل، باعث افزايش امنيت خارجي آن مي‌شود. علاوه برآن، چنين جنگي و متعاقب آن تضعيف دشمنان خارجي اين رژيم در حل مسأله فلسطين مؤثر خواهد بود، زيرا مقاومت مردم فلسطين باعث جلب حمايت كشورهاي همساية آنها شده است. نگاهي اجمالي به تاريخچة جنبش صهيونيسم و اهداف آن به درك بهتر اين موضوع كمك خواهد كرد. هدف صهيونيست‌ها از ايجاد يك كشور يهود در خاك فلسطين ريشه در آن دارد كه اين كشور با مردمي اكثراَ غيريهود، به تازگي شكل گرفته بود و بر خلاف سخن پراكني‌هاي آنها، ايدة بيرون راندن مردم بومي فلسطين از خاك اين كشور بخش مكمل تلاش‌هاي صهيونيسم در جهت تأسيس يك كشور يهود در فلسطين به حساب مي‌آمد. تام سگو، مورخ يهودي چنين مي‌گويد: «ايده انتقال، همزمان با آغاز جنبش صهيونيسم به وجود آمده بود. صهيونيست‌ها در عمل از بدو اشغال سرزمين‌ها و بيرون راندن اعراب از مملكت خود انتقال را در اندازة كوچك آن اجرا مي‌كردند. در حقيقيت نابود ساختن اعراب آرزوي قلبي صهيونيست ها و نيز شرط لازم براي بقاي آنها بوده است. به استثناي چند نفر، هيچ يك از صهيونيست‌ها دربارة ضرورت اين انتقال اجباري و يا اخلاقي بودن آن اختلاف نداشتند.» با وجود اين، رهبران صهيونيست آموخته بودند كه با پنهان ساختن هدف خود از اين اقدام، بتوانند جهانيان را با خود هم صدا كنند. چالش آن مقطع زماني يافتن زمان مناسب براي اجراي اين طرح بود، به‌طوري كه با مخالفت جهاني مواجه نشود. بن‌گورين در اواخر دهة 30 ميلادي چنين نوشت: «آنچه كه در مواقع عادي غيرممكن به نظر مي‌رسد، در مواقع اساسي امكان‌پذير است و چنانچه اين فرصت طلايي را از دست بدهيم، كل جهان را از دست خواهيم داد.» چنين «موقعيت اساسي» در سال 1948 و هم‌زمان با نخستين جنگ ميان اعراب و اسراييل به‌وجود آمد و در آن زمان صهيونيست‌ها توانستند 750 هزار فلسطيني را از سرزمين خود بيرون كنند و در نتيجه به استقرار يك كشور يهود دست يابند، اگر چه نتوانستند با اين كار يكپارچگي فلسطين را از بين ببرند و به «سرزمين اسراييل» كه رهبران صهيونيست براي ايجاد يك كشور ماندگار لازم مي‌دانستند دست يابند. فرصت اشغال سرزمين‌هاي بيشتر در جنگ سال 1967 محقق شد. اما، اشغال آن مناطق با مشكل جمعيت فراوان فلسطينيان مواجه بود. در آن زمان ديد‌گاه جهاني مخالف با انتقال اجباري مردم بود و چنين اقدامي با نفرت وصف‌ناپذير از نازيسم مقايسه مي‌شد. طبق گفته‌هاي نورمن مينكل اشتاين، نقطة عطف چهارمين معاهدة ژنو كه در سال 1949 به تصويب رسيد، اين بود كه بيرون راندن شهروندان از سرزمين‌هاي اشغالي را به صراحت ممنوع كرده بود. از زمان جنگ سال 1967 به اين سو، مهم‌ترين مسأله در سياست‌گذاري اسراييل، چگونگي برخورد با سرزمين‌هاي تسخير شده و فلسطينيان ساكن در آنها بوده است. به دليل مخالفت همسايگان اسراييل با طرح صهيونيست‌ها براي تشكيل يك كشور مختص يهوديان، ايده تضعيف و نابودي همسايگان نه تنها عقيدة جناح راست اسراييل، بلكه از ابتدا مهم‌ترين هدف صهيونيسم بود كه ديويد بن گورين شخصاً از آن حمايت كرده بود. صالح عبدالجواد، استاد دانشگاه برزيت در رام‌الله چنين مي‌نويسد: «اسراييل از جنبش‌هاي جدايي طلبانه در سودان، عراق، مصر و لبنان و نيز جهان عرب كه اسراييل آنها را دشمن خود به حساب مي‌آورد، حمايت كرده است. با وجود اين، نگراني از عراق و تلاش‌هاي اسراييل براي تضعيف و يا تقويت آن، همواره مهم‌ترين هدف صهيونيست‌ها بوده است. اين رژيم در مواقعي با برقراري روابط سري و در عين حال قوي با رهبران كُرد عراق، در نفوذ به درون عراق موفقيت‌هايي كسب كرده است.» هدف اسراييل نه تنها تضعيف دشمنان خارجي بلكه تجزيه و تضعيف موقعيت فلسطين (كه بزرگ ترين تهديد داخلي براي اين رژيم محسوب مي‌شود) بوده است و دليل آن كمك هاي فراوان كشور‌هاي عرب به آرمان فلسطينن مي باشد. فلسطينيان بدون حمايت‌هاي خارجي، اميد خود را از دست داده و آمادگي بيشتري براي تن دادن به راه‌حل‌هاي دولت اسراييل خواهند داشت. عبدالجواد در اين باره مي‌نويسد: «جنگ‌هاي طولاني با جهان عرب به اسراييل فرصت داده است تا اعراب را خسته كند و شرايط سياسي را برضد فلسطينيان تغيير دهد. حتي جنگهاي منطقه‌اي كه اسراييل در آنها شركت نداشته، به نفع اين رژيم و در جهت تضعيف جنبش ملي فلسين بوده است. دو جنگ خليج فارس نمونه‌هايي از دست به شمار مي‌آيند.» عبدالجواد در ادامه مي‌گويد: «سرانجام، جنگ خليج‌فارس در سال 1991 منجر به بيرون راندن فلسطينيان ساكن كويت شد كه يكي از شريان‌هاي اصلي درآمد و قدرت فلسطين در اراضي اشغالي محسوب مي‌شد.»



منبع: Thornwalker

ثبت کننده خبر:

تعداد دفعات مشاهده شده: 643


سایر مطالب

31/01/1386

21/01/1386

19/01/1386

28/12/1385

22/12/1385

© 2006, antiwar.ir. All Right Reserved.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
info@antiwar.ir

atf dop