دولت امريكا منشأ تروريسم
پل كريگ رابرتس -
دولت آمريكا با دادن پول به القاعده و جنگجويان طالبان تجارت برده را رونق بخشيد. سركردگان جنگ افروزان افغاني و پاكستاني به راحتي عربها يا خارجيان را جمعآوري ميكردند و آنها را به عنوان جنگجويان اسير شده به آمريكاييان مي فروختند. اين افراد شامل كارگران، پناهندگان و تجار عرب بودند. دادگاههايي كه زندانيان گوانتانامو را به عنوان نيروهاي دشمن طبقهبندي كردهاند، موارد بيشماري از اين قربانيان نگونبخت خريداري شده با پول دولت آمريكا را شناسايي كردهاند.
دولت بوش البته طبق معمول انكار ميكندكه زندانيان را خريداري كرده است. اما در 31 مي 2005 ميشله فول، خبرنگار آسوشيتدپرس گزارش داد در ماه مارس 2002 اطلاعيههايي از طريق هليكوپتر در افغانستان پخش شده يا شفاهاً قرائت شده كه افغانها را تشويق به تسليم اعراب در ازاي دريافت پول و تأمين مالي مادامالعمر آنها ميكرده است. در يكي از اين اطلاعيهها آمده: «ميتوانيد ميليونها دلار به دست آوريد. اين مقدار پول براي تأمين خانواده، روستا و قبيلهتان تا آخر عمر كفايت ميكند، ميتوانيد با آن هزينههاي زندگي، پزشك، مدرسه و مسكن همه اعضاي خانوادهتان را تأمين كنيد.»
نجيب النعيمي، وزير دادگستري سابق قطر، رهبري گروهي از وكلاي مدافع 100 نفر از زندانياني را كه به آمريكاييها فروخته شده بودند، بر عهده دارد. وي ميگويد گروهي از اعراب ثروتمند، شهروندان عادييي را كه توسط گروههاي پاكستاني ربوده شدهاند، پيش از فروش آنها به آمريكاييان خريداري ميكنند.
اما وقايع مهمتر اينجا در ايالات متحده روي ميدهد و صرفاً پيامد سياستهاي سبك مغزانه داخلي است. دولت بوش ثابت كرده كه در استفاده از قدرت به هيچوجه مسؤوليتپذير نيست و دائماً در پي كسب قدرت بيشتر است از جمله محدود كردن آزاديهاي مدني مردم به بهانه مقابله بهتر با تروريسم. صرفنظر از حملات 11 سپتامبر كه چند سال قبل روي داد، تنها تروريسمي كه ايالات متحده تجربه كرده، تروريسم بوش و اشغال عراق بوده است. چرا ما نگران اسامه بن لادن هستيم وقتي بوش كوته فكر آنقدر در توليد تروريسم مهارت دارد؟
به الگوي مورد نظر بوش توجه كنيد. او تروريسم توليد ميكند و بعد آزاديهاي مدني ما را به بهانه مبارزه با ترور محدود ميسازد. تروريسم واقعي كه آمريكاييان با آن مواجهند از دولت خودشان سرچشمه ميگيرد. تروريسمي را كه شركت حسابداري آرتوراندرسون، با 85 هزار كارمند در سراسر جهان، در نتيجه روشهاي گشتاپويي دادستانان فدرال تجربه كردند، در نظر بگيريد.
دادستانان از هيئت منصفهاي كودن و قاضييي كند ذهن براي محكوم كردن كل شركت به دليل عملكرد تنها چند حسابدار آن كه به حسابهاي شركت انرون رسيدگي ميكردند، استفاده كردند. در آن زمان كاملاً مشخص بود كه پرونده عليه چند حسابدار است نه عليه كل شركت اما دادستانان خودراي و دمدمي مزاج به قدرت چنگ زدند. ملت آمريكا نيز آنچنان از شركت انرون خشمگين بودندكه توجه نكردند چه كسي در اين ميان قرباني ميشود. همانطور كه براي حادثه 11 سپتامبر كسي ميبايست قرباني ميشد – حتا اگر آن قرباني نيروهاي خودي و دهها هزار عراقي بيگناه بود كه هيچ ارتباطي با 11 سپتامبر نداشتند – كسي نيز ميبايست قرباني انرون مي شد. از اين رو دادستانان، آرتور اندرسون، يكي از ده شركت برتر دنيا از لحاظ ارزش در بازار و يكي از بزرگترين داراييهاي آمريكا را قرباني كردند.
در حال حاضر، دادگاه عالي آمريكا محكوميت شركت اندرسون را لغو و آن را بيگناه تشخيص داد. اما چگونه ميتوانيم آرتور اندرسون و شهرت آن را احيا كنيم و هزاران نفري را كه بيكار شدند به شغلهاي خود بازگردانيم ؟ دادستانان، اندرسون و داراييهاي ارزشمند او را نابود كردند.
انتظار نداشته باشيد كه بوش، كه هيچ اشتباهي را نميپذيرد، اقدامات غيرقانوني وزارت دادگستري خود را جبران نمايد. تشكيل پرونده براي كليه طرفهاي متضرر و كاركنان اندرسون عليه دولت آمريكا به منظور جبران خسارات ميتواند يك راه حل باشد. من فكر ميكنم رقم يك تريليون دلار رقم مناسبي است. اين مبلغي است كه عدالت را برقرار ميكند و با ورشكسته كردن دولت جنگ افروز بوش، صلح به ارمغان ميآورد و امپراتوري جنگ طلب او را متوقف ميكند.
ثبت کننده خبر:
تعداد دفعات
مشاهده شده: 525
|
سایر مطالب
|