فاجعه قانا، دليلي ديگر براي احساسات ضد آمريکايي و ضد رژيم صهيونيستي مسلمانان
نوشتهي: جاناتان كوك
سایت عملیات روانی_افرادي كه سال گذشته در بيروت تقاضاي يك انقلاب درخت سدر را ميكردند، «اولين جرقههاي دمكراسي» كه قرار بود بذر آن از سوي آمريكا كاشته شود ، حالا به خاطرهايي دوردست تبديل شده است. ديروز ما شاهد بوديم كه چگونه همان جماعت، خشم خود را نثار دفتر سازمان ملل در بيروت ميكردند، خشمي زودرس از طرح خاورميانهايي كه كاندوليزا رايس به همراه آورده بود.
اگر هدف رژيم صهيونيستي گسترش جنگ بوده باشد، طبعا گزينهاي بهتر از فرستادن هواپيماهاي جنگياش به قانا نداشته است: روستايي مركب از جمعيت مسلمان و مسيحي در جنوب لبنان، تا مردم غيرنظامياش را قتل عام كند، سالگردي شوم بر جنايات چند سال پيش. حدود يك دهه قبل نيروهاي اسراييلي اين روستا را گلوله باران كرده و حدود 100 غيرنظامي كه در يك پناهگاه متعلق به سازمان ملل پناه گرفته بودند را كشتند.
در نظر لبنانيها و اكثريت جهان عرب، سازمان ملل امروز مظهر همهي آن فساد و بيعدالتي است كه بر جامعهي بينالمللي و وجدان آن حاكم است.
امروزه آشكار شده است كه جامعهي جهاني بازيچهي ايالات متحده و بالطبع رژيم صهيونيستي شده است .سازمان ملل چيزي بيش از يك اتاق مذاكرده و گفتگو نيست و حتي آن قدر شرافت و وجدان در آن نمانده است كه حداقل بتواند به طور صريح كشته شدن چهار تن از ناظران غيرمسلح خود از سوی ایادی رژيم صهيونيستي در هفتهي گذشته را محكوم كند. لبنان چگونه ميتواند از چنين سازمان تضعيف شده و بيخاصيتي انتظار حمایت داشته باشد؟
خشمي كه بر عليه دفتر سازمان ملل در بيروت ابراز ميشد، به زودي تبديل به خشونتهايي بيشتري در ايالات متحده، يازده سپتامبرهاي بيشتر و نمونههاي بيشتري از بمبگذاريهاي لبنان و مادريد خواهد شد. آيا اين حملات قادر خواهد بود غرب در حال خواب را بيدار كند تا آنها رهبران خود را از جنگطلبي برحذر دارند؟ يا اينكه برعكس چنين حملاتي تعدادي بيشتر از ما را متقاعد خواهد كرد كه دنياي غرب اساساً از انسانهاي بيمنطق بدوي و بيتمدن تشكيل شده است؟
چرا آنها از ما منتفر هستند؟ ماجراي قانا پاسخ ما را ميدهد، ولي به نظر ميآيد فقط معدودی از غربی ها تمايلي به شنيدن اين پاسخ دارند. در تمام طول ساعات صبحگاهي كه تلويزيونهاي عربي تصاوير ساختمانهاي تخريب شده در قانا و همين طور تصويركاركنان صليب سرخ كه در حال خارج كردن اجساد 60 كودك غرق در خاك و خون را نشان ميدادند، شبكهي اصلي تلويزيوني رژيم صهيونيستي در حال پخش برنامههاي خانوادگي بود.
شبكههاي خارجي هم چيزي بهتر از شبكهي تلويزيوني رژيم صهيونيستي نداشتند. گزارشات اولیه خبرنگاران غربي، پيش از آن كه بتوانند متن گزارشهاي خود را تغيير و سر و سامان دهند، از شفافيت و بيطرفي بيشتري برخوردار بود. ولي در ادامه طول روز گزارشهاي آنها فقط به تخريب دفتر سازمان ملل در بيروت پرداخت گويي آنها توانستهاند آخرين خاكريزها را در برابر هجوم مسلمانان فتح كنند، و كمتر گزارشي به قتل عام كودكان در قانا اختصاص يافت. در چنين چهارچوبي است كه اقدامات تحريكآميز غرب و رژیم صهیونیستی بسيار كم اهميت وانمود شده و واكنش مخاطبین و رقبا اهميت ويژهاي مييابد. شبكههاي خبري غرب به شكل قابل توجهي مراقب بودند كه قتل عام كودكان لبناني به عنوان پیامد گسترش جنگ از سوی اسراييل منعکس نشود. همان طور که خبر كشته شدن 8 كارگر راهآهن رژيم صهيونيستي در اثر اصابت موشك حزبا... به اين شكل انعکاس نشد. براساس منطق رسانههاي غربی، وقتي آنها مورد حمله قرار ميگيرند وقت انتقام و گسترش جنگ است، ولي وقتي رقبای آنها مورد حمله قرار ميگيرند و صدمه ميبينند زمان آغاز گفتگوهاي صلح و آتشبس است.
گزارشگر شبكهي خبري بي.بي.سي در بيروت، مظهر چنين وجدان کوری است. او مدام در هر جملهاش لبنانيها را به خاطر حمله به ساختمان دفتر سازمان ملل در بيروت محكوم ميكرد: چرا آنها چنين اقدامي ميكنند در حالي كه سازمان ملل تلاش ميكند آتشبس را ايجاد كند؟ او معتقد بود كه بايد در برابر آنها مانع ايجاد كرد. حتي رئوس اخبار ساعت 11 بي.بي.سي به وقت گرينويچ با نقل قول همين خبرنگار از اظهار تاسف يكي از نمايندگان مجلس لبنان در مورد تخريب ساختمان دفتر سازمان ملل شروع شد ، گويي در ميان همهي فجايع آن روز صبح تخريب اموال سازمان ملل مهمترين موضوع بود.
احتمالاً وقتي رسانههاي غرب از توازن صحبت ميكنند، منظورشان همين است.
جيم موير،گزارشگر بي.بي.سي در همان گزارش اظهار داشت كه در هر دو طرف، اين غيرنظاميان هستند كه بهاي اين جنگ را ميپردازند. او از كجا به چنين نتيجهايي رسيده است؟ در فلسطين اشغالي كشته شدگان اكثراً نظامي هستند،ولي شما اگر به اخبار رسانههاي غربی گوش كنيد كمتر به چنين نتيجهاي ميرسيد.خبرنگار ديگر جاناتان چالز در حيفا نیز با بی انصافی تمام اظهار داشت كه امروز،روز سختي براي هر دو جناح بوده است و براي توجیه قضيه افزود كه رژيم صهيونيستي روز سختي را از نظر فشارها و مشكلات ديپلماتيك داشته است .خبرنگاران غرب تا كي ميتوانند نسبت به قتل عامل مردم بيگناه بيتفاوت باشند؟رژيم صهيونيستي طبق معمول از ادعاهاي غير قابل قبول دفاع ميكند. يك سخنگوي دولت در مصاحبهاي خونسردانه با بي.بي.سي، اظهار داشت اگر ارتش بداند كه غير نظاميان لبنان در کجا پناه گرفتهاند، آن نقطه را هدف قرار نميدهد. سپس او چندين بار حرف خود را نقض كرد و از ادعاي دولتش در مورد اينكه نيروهاي حزب الله در مناطق غير نظامي پناه ميگيرند ،دفاع كرد.اگر او راست مي گويد پس حتا خلبانی كه به نيروهاي حزب ا... شليك ميكرده، ميدانسته است كه تلفات غير نظامي نيز به بار خواهد آورد.
اين سفسطه و مغلطهي بيپايان طوري طراحي شده است كه ما در نهايت آنها را بپذيريم و به آنها گردن نهيم. تنها هوشياري و بيداري وجدان ما را به پرسيدن سؤال هاي صحيح و درست وا می دارد. براي مثال، چه طور بعد از سه هفته پرواز هواپيماهاي شناسايي و جاسوسي رژيم صهيونيستي در جنوب لبنان نتوانستند به اين نكته پي ببرند كه غير نظاميان هنوز در قانا هستند؟ ولي هيچ كس چنين سؤالي را نپرسيد .در يك توجيه كه هم از سوي رژيم صهيونيستي و هم از سوي رسانههاي ارائه شد ،در بهترين حالت ميتوان نتيجه گرفت كه آنها با بياحتياطي و بی اعتنايي نسبت به احتمال حضور غيرنظاميان در محل، اقدام به چنين حملاتی نمودند. اين حمله هشداري به غيرنظاميان ديگر در جنوب لبنان بود تا آنجا را سريعاً ترك كنند!!!
آيا ارتش رژيم صهيونيستي پس از شكست آشكارش در يك جنگ متعارف، هنوز در پی این است که در استفاده از بمبهاي خوشهايي و آتشزا و بمبهاي ناپالم در خاورميانه آزاد باشد؟ آيا پاسخ اين سؤال در سخنان نخست وزير رژيم صهيونيستي است كه با سخاوت تمام 24 ساعت به غيرنظاميان فرصت داد تا جنوب لبنان را ترك كنند.
آيا قتل عام قانا يك انتقام از روستاييان بود، از كساني كه در ميان نيروهاي حزب ا... زندگي ميكنند، با حزب ا... ارتباط دارند و همه اميدشان به حزب ا... است تا بتوانند مانع اشغال دوبارهي جنوب لبنان از سوی رژيم صهيونيستي شوند؟ آيا وزير دادگستري رژيم صهيونيستي وقتي در جلسهي هيأت دولت هفتهي پيش گفت: در جنوب لبنان همه تروريست هستند و با حزب الله ارتباط دارند، به همين موضوع اشاره نميكرد؟
موشه مارزوك، افسر سابق ارتش رژيم صهيونيستي،كه حالا يكي از كارشناسان ضد تروريسم در يكي از مؤسسات دانشگاهي معتبر فلسطين اشغالي شده است، در مصاحبه با نشريهي يهودي آمريكايي فوروارد (The Forward) گفت: يكي از اهداف اسراييل از اين جنگ آن است كه به شيعيان جنوب لبنان بياموزد كه بايد هزينهي سنگيني بابت حمايت از حزبالله بپردازند. شايد قانا يكي از هزينههايي بود كه جنوب لبنان در این رابطه پرداخت کرد.
رژيم صهيونيستي توجيه ديگري را نيز براي قتل عام قانا عنوان ميكند و ادعا ميكند اعلاميههايي را در قانا پخش كرده و به غيرنظاميان هشدار داده است كه روستا را ترك كنند و این غربی ها هستند که ميگويند آن اعلاميهها ده روز پيش در تمام جنوب لبنان پخش شد. دلیلی نداشت كه اتفاقی بدتر از آنچه در ساير نقاط روي ميدهد، در انتظار قاانا بوده باشد. شاید قانا در انتظار شرايط بهتري بود، چون فكر نميكرد نيروهاي رژيم صهيونيستي بعد از جنايتشان در 1996 درهمين روستا، كه صد غيرنظامي را كشتند بار ديگر جرأت كرده و باز دست به جنايت جنگي بزنند.
شك ديگري نيز وجود دارد كه نيروهاي رژيم صهيونيستي همهي راههاي فرار از جنوب را بمباران كردهاند و به هر چيز متحركي كه در باقيماندهي اين راهها تكان بخورد شليك ميكنند. همچنين ميتوان گفت كه اغلب خانوادههاي روستاي قانا اتومبيلي ندارند كه جنوب لبنان را ترك كنند، بنزيني ندارند كه در ماشين بريزند چون نيروهاي رژيم صهيونيستي همهي پمپهاي بنزين را هدف قرار داده است، و گذشته از اينها ، خانوادهها اغلب جايي ندارند كه بروند.
اگرچه همهي اين موارد صحيح هستند ولي ما را از موضوع اصلي منحرف ميكنند: موضوع اصلي آن است كه رژيم صهيونيستي چه حقي دارد كه اعلاميه پخش كند و به مردم دستور دهد جنوب لبنان را ترك كنند و بي خانمان شوند؟جيم موير ما را نااميد ميكند كه ميگويد: جنوب لبنان را نميتوان يك شبه تخليه كرد، بله،نميتوان.ولي سؤال عميقتر آنست كه چرا جنوب لبنان بايد تخليه شود؟ چگونه است كه يك شبكه خبري بين المللي نميداند كه در حال پشتيباني از دستور كاري است كه در پي پاكسازي نژادي در جنوب لبنان است تا موجبات رضايت رژيم صهيونيستي را فراهم كند؟
رسانههاي ما نسبت به معيارهاي دوگانه ،بياعتنا هستند.آيا سيد حسن نصرالله، رهبر حزب الله، آشكارا هشدار نداد كه اگر اسرائيل به تجاوزات خود ادامه دهد و همچنان با مذاكره بر سر تبادل اسرا مخالفت كند،حيفا را هدف خواهد داد؟آيا به اسرائيليها هشدار به موقع داده نشده بود؟و آيا ميتوانيم اين دليل را از حزب الله به عنوان توجيه حملات موشكي شان بپذيريم ؟روز جمعه،حزب ا... اولين موشك خيبر خود را شليك كرد. هر كدام اين موشكها حاوي صد كيلوگرم مواد منفجره ميباشد و منطقهي نازارت را مورد هدف قرار داد،ما لرزش زمين را بر اثر اصابت آن احساس كرديم.حزب ا... قبل از شليك اولين موشك خود دو هفته صبر كرد و بارها تهديد كرد كه اگر رژيم صهيونيستي به كشتار خود ادامه دهد دست به اين اقدام خواهد رد.در اين رسانهها چه كسي است كه بگويد اگر حزب الله ميخواست و اگر هدفش تخريب كامل اسرائيل بود ميتوانست از همان روز اول موشكهاي خيبر خود را شليك كند؟
روز شنبه سيد حسن نصرالله وعده داد كه اگر رژيم صهيونيستي تن به آتش بس ندهد مرحلهي بعد از حيفا را شروع خواهد كرد.چه كسي در بي.بي.سي يا سي.ان.ان یا هر شبكه خبري ديگري اين هشدارها را به عنوان توجيهي بر گسترش حملات حزب الله به هادرا،نتانيا،يا تل آويو اعلام خواهد كرد.
اين جنگ بين دو نوع تفسير يا دو ديدگاه جهاني نيست.اين جنگي است كه ما غربيها به نمايندگي از هر دو طرف حرف ميزنيم. ما معناي آسيب ،مرگ،پيروزي و صلح را تعريف ميكنيم و فقط انسانهاي طرف خودمان مهم هستند،چرا كه ما فقط دردهاي خودمان را احساس ميكنيم.
ثبت کننده خبر:
تعداد دفعات
مشاهده شده: 1755
|
سایر مطالب
|