دوشنبه 15 شهريور 1389 - الاثنين 26 رمضان 1431 - Monday 06 September 2010 

  

 [English]   


     سناتور سابق ایتالیا : وزیر خارجه برلوسکنی گذرنامه اسرائیلی دارد          مردم ایرلند تونی بلر را جنایتکار جنگی خواندند          سفیر رژیم صهیونیستی در واشنگتن خبر داد:15 هزار موشک حزب الله آماده شلیک به اسرائیل          سه روز پس از مذاکرات سازش / جنگنده های اسرائیلی 3 بار نوارغزه را بمباران کردند          تحلیل مرکز فرماندهی آمریکا از اوضاع منطقه واشنگتن :حزب الله و حماس شکست ناپذیرند          تل‌آویو بهشت هم‌جنس‌گرایان!          زد و خورد هواداران فلسطین با پلیس سوئد          تلاش امریکا و انگلیس برای رشوه دادن به دانشمندان هسته‌ای پاکستان          فیگارو: 60درصد مردم فرانسه اعتمادی به سارکوزی ندارند     

 پاسداشت سردار رشید اسلام حاج محمود قلی پور و هشت هزار شهید استان گیلان
 پاسداشت سردار رشید اسلام حاج محمود قلی پور و هشت هزار شهید استان گیلان
 فصلنامه علمی تخصصی عملیات روانی شماره19




 

[نسخه متنی]

RSS

مقاله - سیاسی

سه شنبه 03/05/1385

 ساعت: 05:28

 [جستجو برای همه اطلاعات]  [بازگشت]  [نسخه چاپی] 
 تلاش آمریکا و اسراییل برای مشروع جلوه دادن جنگ و جنایت

تلاش آمريکا و اسراييل براي مشروع جلوه دادن جنگ و جنايت


نويسنده: جاستین ریموندو سایت عملیات روانی_آنچه اسراییل و نیروهایش امروز درگیر آن هستند نه تنها یک جنگ گرم، بلکه یک جنگ تبلیغاتی است. حتی اگر امکان صرفنظر و اغماض از تلفات غیرنظامیان لبنانی، تخریب تأسیسات زیربنایی و حتی بمباران یک ایستگاه تلوزیونی متعلق به مسیحیان ضد حزب الله نیز وجود داشته باشد، شکی نیست که تبلیغات‌چی‌های رژیم صهیونیستی جز توجیه و قانونمند جلوه دادن این جنگ راهی ندارند. در واقع نکته اصلی اینجا است که تلاش می‌شود جریان جنگ و درگیری به گونه‌ای به تصویر کشیده شود که در آن رژیم صهیونیستی به عنوان چهره‌ای که با اکراه و بی‌میلی درگیر جنگ شده است، بزرگنمایی شود. این ترفند در آمریکا چندان پیچیده نیست: رسانه ها همواره به لابی قدرتمند اسراییلی توجه دارند و به همین خاطر از ارایه تصاویر و انعکاس مطالبی که چهره به ظاهر موجّه دولت یهود را مخدوش یا آسیبی به این غول ضدعرب و ضد اسلام وارد کند، شدید خودداری می‌کنند. حتّا در حوزه های قابل بحث اگر کارشناس یا متخصصی برای مشاوره وجود داشته باشد، غالباً اسراییلی است و این به اصطلاح کارشناسان اسراییلی را معمولاً سیاسی و وابسته به دولت لبنان معرفی می‌کنند. به هر ترتیب آنچه قابل توجه و در خور تأمل به نظر می‌رسد این است که در انعکاس رسانه‌ای جنگ ماه جاری هیچ گاه به توازن طرفین درگیر اشاره‌ای نمی‌شود. به تعبیر دیگر عملکرد و انعکاس رسانه‌ای همیشه و در همه حال در حمایت از رژیم صهیونیستی صورت می‌گیرد و اوج آزادی عمل رسانه‌ای آنها در حدّی است که به منتقد شناخته شده و معروفی مانند بوچانان نیز اجازه ابراز نظر داده می‌شود که این نیز نکته‌ای در خور تأمل است. از این رو می‌توان گفت که دولت آمریکا هرگاه در جایگاه رهبری رژیم صهیونیستی قرار می‌گیرد از آزادی عمل بیشتری برخوردار است. دولت آمریکا هرگاه صلاح بداند از تعقیب منافع رژیم صهیونیستی دست برمی‌دارد و به منافع خود می‌پردازد و تمام این اقدامات را با استفاده از عدم آگاهی اغلب مردم از ماهیّت روابط خاص ، ژئوپلتیک و پیامدهای مالی ناشی از آن انجام می‌دهد. از نمونه‌های بارزی که می‌توان به آن اشاره کرد این است که اغلب مردم نمی‌دانند که رژیم صهیونیستی رقم هنگفتی بالغ بر سه میلیارد دلار در سال به عنوان کمک خارجی از آمریکا دریافت می‌کند. از این گذشته آمریکا 20 درصد از یارانه مورد نیاز ارتش رژیم صهیونیستی را نیز تأمین می‌کند. به همین خاطر در بعد رسانه‌ای هر خبری که به نوعی هویّت و عملکرد رژیم صهیونیستی را زیر سؤال ببرد، تحریف و یا به طور کامل از آن صرفنظر می‌شود. این ویژگی و عملکرد رسانه ای در اروپا جلوه‌ی متفاوتی دارد: تصویر و انعکاس عملکرد هر ظالم و جنایتکاری از طریق رسانه‌های جمعی منعکس می‌شود و مردم به همین خاطر از هویت و ماهیت دولت رژیم صهیونیستی اطلاع نسبتاً بیشتری دارند. به هر ترتیب باید توجه داشت که رژیم صهیونیستی در اقدام اخیر خود ضمن حمله به ملّت لبنان، بعضی از جوامع معاند با جنبش حزب‌الله را نیز مورد تهاجم قرار داده است (مثل تشکل‌های مسیحی) و حتّا استحکامات ارتش لبنان را نیز بمباران کرده و سعی در از کار انداختن ابزار رسانه‌ای لبنان داشته است. با نگاهی اجمالی میتوان تمام این اقدامات را با عملکرد صدام حسین در حمله به کویت مقایسه کرد. البته انجام چنین اقداماتی از سوی رژیم صهیونیستی بدیهی است و تعجبی ندارد، امّا جالب اینجا است که آمریکا هیچگاه در این زمینه هیچگونه انتقادی از رژیم صهیونیستی نکرده است. چرا که جورج بوش بیش از هر اسراییلی طرفدار اسراییل است و حمایتش از تهاجم ظالمانه این رژیم صهیونیستی کاملاً جانبدارانه و جهت دار بوده است. به همین دلیل میتوان گفت که آمریکا با حمایت از اقدامات ظالمانه و غیرقانونی رژیم صهیونیستی عملاً به واکنش‌های منفی علیه ظلم و وحشیگری اسراییل دامن می‌زند. علاوه بر دلایل متداول و معمولی، شاید بتوان گفت که مهمترین دلیل و عامل اصلی، ثبات فزاینده‌ای است که جورج بوش برای مسند ریاست جمهوری‌اش تعریف کرده است – وی با جهت‌گیری شدید و حمایت از رژیم صهیونیستی و سپردن سیاست ‌خارجی آمریکا به دست نومحافظه‌کاران و همچنین حمایت از رژیم صهیونیستی با توسل به جمهوری‌خواهان صاحب نفوذی نظیر مسیحیان پروتستان، تمام تلاش خود را در جهت تثبیت موضع ریاست جمهوری خود و مشروعیت بخشیدن به آن بکار گرفته است. امّا در عین حال تمام شخصیت‌های کاخ سفید که به پایان دور دوم حضور خود در کابینه نزدیک می‌شوند، بطور مشترک دچار نگرانی‌هایی شده اند: همه آنها دوست دارند اطمینان حاصل کنند که نام آنها به عنوان یک شکست خورده وارد کتب تاریخ نخواهند شد. امّا آنچه رییس جمهور آمریکا بعنوان رییس اجرایی دولت در آن سرمایه‌گذاری کرده است نه ورود به راهی ساده بلکه شنا بر خلاف جهت امواج است. وی امیدوار است تاریخ، حقانیت و مشروعیت ادعاها و تفکرات او را ثابت کند و هم اکنون که دوران حاکمیت او رو به اتمام است باید برای جبران از دست دادن موقعیت‌ها شدیداً تلاش کند وتاریخ و ابعاد آن را تا جای ممکن به نفع خود رقم بزند. چون هیچگاه موقعیت‌های از دست رفته‌اش تکرار نخواهند شد. تهاجم اسراييل به خاك لبنان نيز يكي از همين فرصت‌ها است كه سردمداران آمريكا همواره بدنبال استفاده از آن بوده‌اند. نكته حيرت انگيز در اين تهاجم وحشيانه، واكنش آمريكا نسبت به عملكرد تل‌آويو و در واقع حمايت آشكار از اين اقدام نيست بلكه اين است كه آمريكا و ايادي‌اش بسرعت و بدون فوت وقت از اين فرصت استفاده كرده و عليه تهران و دمشق موضع جديد و خصمانه‌تري اتخاذ كرده‌اند و در خيال خام خود سوداي كشاندن بحران به اين دو كشور و حتّي تعميم اختلافات فرقه‌اي (نظير آنچه در عراق ظهور كرد) در آنها را در سر مي‌پرورانند. چرا كه جورج بوش به هيچ وجه مايل نيست بعنوان يك «جورج» بي‌نام و نشان به تاريخ بپوندد. او سوداي تبديل شدن به «جورج فاتح» را دارد و ميكوشد از خود شخصيتي به نمايش بگذارد كه در طول دوران صدارتش كارشناسان، رسانه‌ها و مردم آمريكا را به چالش طلبيده و علاوه بر عراق، آزادي را در تمام منطقه خاورميانه به ارمغان آورده است. امّا بر كسي پوشيده نيست كه جورج بوش تمام ويژگيهاي ناميمون و شوم يك فرد را يكجا در خود دارد. او رييس جمهوري است كه در سخنراني افتتاحيه اخيرش، داعيه پايان بخشيدن به ظلم و استبداد در جهان را داشت. اين بزرگ نمايي تفكّرات و خط مشي در واقع ناشي از خود بزرگ‌بيني اوست و خطر ناشي از جاه طلبي و زياده خواهي‌هاي او آنقدر محسوس و زياد است كه بر كسي پوشيده نيست. همگام با اين تفكر و خط مشي امپرياليسم و جاه‌طبانه جورج بوش، رژيم صهيونيستي نيز با اقدامات اخيرش در حال ضربه زدن به مشروعيت «حريري» - وي کسی بود كه بيروت را پس از آخرين تهاجم اسراييل بازسازي و ترميم كرد – و قطعاً اين روند تا زمان تصميم گيري اربابان آمريكايي دولت رژيم صهيونيستي ادامه خواهد يافت. البته در باب روابط «خاص» موجود بين واشنگتن و تل‌آويو هيچكس با صراحت نمي‌تواند بگويد كه كداميك «برده» و كدام «ارباب» است. امّا تباني و همفكري اين ارباب و برده، سناريوي اين جنگ و اشغالگري را از پيش طراحي كرده است. چون اگر روند اشغالگري رژيم صهيونيستي ادامه بيابد و به اشغال منطقه حايل در لبنان بيانجامد، آنگاه تشكيل و وساطت هر نيروي بين‌المللي حافظ صلح براي نظارت و ميانجيگري مستلزم صرف روزها و ماههاي زيادي است و در چنين شرايطي اسراييل وقت كافي براي ادامه عمليات جنايتكارانه‌اش دارد و حتّا ممكن است بتواند به دروازه‌هاي بيروت نيز برسد. امّا اين جريانات به هر شكلي كه به اتمام برسد، حاوي يك پيام قطعي و آشكار خواهد بود و آن اينكه سناريوي اين جنايات و خونريزي‌ها از پيش نوشته شده است.



منبع: Anti War

ثبت کننده خبر:

تعداد دفعات مشاهده شده: 1981


سایر مطالب

31/01/1386

21/01/1386

19/01/1386

28/12/1385

22/12/1385

© 2006, antiwar.ir. All Right Reserved.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
info@antiwar.ir

atf dop