بدترين رئيس جمهور آمريكا پس از جنگ جهاني دوم كيست؟
نويسنده: ايوان ايلاند
سايت عمليات رواني – اگر چه جورج بوش را نميتوان بدترين رئيس جمهور تاريخ آمريكا دانست (چرا كه اين لقب ننگ آور به وود رو ويلسون اختصاص دارد) اما با قاطعيت ميتوان گفت وي بدترين رئيس جمهور آمريكا پس از جنگ جهاني دوم است.
اگر چه هنوز تا پايان دور دوم رياست جمهوري وي دو سال و اندي زمان باقي مانده است و او فرصت جبران سياستهاي نادرست خود در گذشته را دارد، اما عملكرد و خط مشی وي تاكنون امكان اين امر را غيرممكن ساخته و به خوبي واضح است كه بوش در اين فرصت باقي مانده نيز نميتواند وجهه مخدوش خود را اصلاح و ترمیم بخشد.
وي از تمامي روساي جمهوري آمريكا كه پس از جنگ جهاني دوم در راس كار قرار گرفته و در ايفاي مسووليت خود شكست خورده اند (جان اف كندي، ليندن جانسون و ريچارد نيكسون) نيز ضعيفتر عمل كرده و در عملكرد ناشيانه خود گوي سبقت را از آنان ربوده است.
جان اف كندي به دليل برخي ويژگيها و نيز به دليل مرگ نابهنگامش خود هنوز رئيس جمهور محبوبي به حساب ميآيد، اما اكثر مورخان عقيده دارند كه مردم آمريكا به جان اف كندي بيش از حد بها ميدهند در حالی که عملكرد وي آنقدرها هم درست نبوده است.
جان اف كندي در دوران رياست جمهوري خود بارها آزاديهاي فردي را نادیده گرفت و نقض کرد. مثلا وی در اقدامی مزورانه با تحریک تبعیدی های کوبا برای براندازي دولت فیدل كاستر و، چهره خود و آمريكا را نزد جهانيان مخدوش كرد.
اما خطرناكترين اقدام وي در طول بحران موشكي كوبا صورت گرفت. اقدام كندي در آن زمان باعث شد خروشچف، رهبر شوروي سابق، موشكهاي هستهاي خود را از كوبا خارج كند.
در آن زمان شوروي به منظور مقابله با حمله احتمالي آمريكا به كوبا، در اين كشور موشكهاي دوربرد مستقر کرده بود. كندي با كمك وزير دفاع خود فهميد موشكهاي شوروي قابل تبديل به موشكهاي هستهاي نيستند و اين امر باعث شد تا هراس دولت آمريكا از موشكهاي شوروي كاهش يافته و خيال حمله به كوبا را در سر بپروراند، غافل از آن كه شوروي كاملاً مخفيانه و بدون آگاهي ديگران، در كوبا تسليحات هستهاي كوتاه برد مستقر کرده است تا به اين ترتيب از حملات احتمالي آمريكا به تجهیزات موشكي دوربرد خود دفاع كند. اگر آمريكا تصميم خود را مبني به حمله به كوبا عملي ميكرد، هم اكنون جهان در آتش بزرگ هستهاي سوخته و نابود شده بود. حس رقابت و زيادهخواهي جان اف كندي نزديك بود جهان را به نابودي بكشاند.
لينسون جانسون بيشتر از كندي آزاديهاي فردي را نقض کرده است با وجودي كه مطمئن بود در ويتنام شكست خواهد خورد (زيرا فرانسه اندكي قبل در اين كشور شكست خورده بود)، يكي از نامشروعترين جنگهاي تاريخ آمريكا را رغم زد. در اين جنگ 58 هزار سرباز آمريكايي و تعداد بيشماری از مردم ویتنام کشته شدند. جانسون به بهانه ای واهی یعنی آزادیسازی ویتنام از چنگال کمونیسم، این کشور را به انحطاط کشاند. این جنگ همچنین مشکلات فراوانی را برای مردم آمریکا به دنبال داشت و شهروندان آمریکایی همواره تحت کنترل دولت بودند.
فساد گسترده در دولت ریچارد نیکسون و سوء استفاده از افبیآی و سیا از سوی مقامات این دولت باعث شد تا در تاریخ آمریکا از نیکسون به عنوان رئیس جمهوری نالایق یاد شود. وی قبل از پایان جنگ هند و چین به کلمبیا، حمله کرد، از حمله به لائوس حمایت نمود و ویتنام را بمباران کرد. تمام اعمال فوق نقض صریح قانون اساسی آمریکا و جنایت جنگی محسوب میشوند. اما به نظر میرسد جورج بوش در سیاستهای ناکار آمد خود و نقض قوانین بینالمللی گوی سبقت را از هر سه رئیس جمهور مذکور بوده است. وی به جای بهرهگیری از تمهیدات امنیتی برای دستگیری عاملان اصلی حملات 11 سپتامبر به کشوری حمله کرد که در وقایع فوق دست نداشت و آن را تا مرز جنگ داخلی کشاند. حمله بوش به عراق باعث گسترش احساسات ضدآمریکایی شد و هماکنون مخالفان آمریکا به دلیل جنایات دولت بوش در عراق سالیان سال حملات ضدآمریکایی خود را ادامه خواهند داد.
شاید اگر بوش در جنگ جهانی دوم رئیس جمهور آمریکا بود، دشمنیهای ژاپن و آلمان را با حمله به رومانی پاسخ میداد!!!
اما جنگ عراق تنها شکست مفتضحانه دولت بوش به شمار نمیرود. جنگ به اصطلاح ضدتروریسم بوش که پایان ندارد، خطرناکترین اقدام این رئیس جمهور نالایق به شمار میرود. وی به بهانه مبارزه با تروریسم، دامنه قدرت و اختیارات خود را افزایش داده است. نگهداری مظنونین در زندانها بدون محاکمه، جاسوسی غیرقانونی از شهروندان آمریکایی و توسل به شکنجه از جمله موارد صریح نقض قانون اساسی آمریکا هستند.
هیچ یک از روسای جمهور آمریکا در دوران پس از جنگ جهانی دوم ادعا نکردهاند در زمان جنگ یا بحران، رئیس جمهور میتواند قدرت و اختیارات نامحدودی داشته باشد.
این ادعا آن هم زمانی که پایانی برای جنگ مد نظر نیست، بسیار خطرناک میباشد. آزادیهای فردی مردم آمریکا که در قانون اساسی تضمین شدهاند، با خطر جدی مواجه هستند و قدرت طلبی روزافزون بوش میتواند در آینده این آزادیها را بیش از پیش تهدید کند.
بنیانگذاران قانون اساسی آمریکا در مخالفت با نظامهای پادشاهی اروپا قدرت اجرایی دولت آمریکا را بسیار محدود کرده اند. اما قدرتطلبی بوش باعث شد خصوصیترین زوایای زندگی مردم آمریکا نیز از سوی دولت کنترل شود. این قدرت طلبی، بوش را به خطرناک ترین و در نتیجه بدترین رییس جمهور آمریکا در دوران پس از جنگ جهانی دوم تبدیل کرده است.
ثبت کننده خبر:
تعداد دفعات
مشاهده شده: 2444
|
سایر مطالب
|