نئو مك کارتيسم در قالب ساميگرايي: برخورد با اساتيد دانشگاه كلمبيا به دليل تفكر ضدصهيونيستي
يك عضو كنگره ايالات متحده خواستار اخراج يكي از استادان دانشگاه كلمبيا شده است. روزنامه جنجالآفرين جناح راستي نيويورك تايمز نيز به شدت به اين استاد حمله كرده و به انتشار نقلقولهاي دروغين از وي پرداخته است. با شدت گرفتن حملات انتقادي، ميهندوستي اين پروفسور محور اصلي بازجويي آنها قرار گرفت. به دنبال اين حملات يك گروه طرفدار راستگرايان فيلمي تبليغاتي تهيه كرد كه در آن اتهاماتي به استاد مزبور وارد شده بدون اين كه فرصتي براي پاسخگويي به آن اتهامات به وي داده شود.
اكنون سال 1953 نيست، آن عضو كنگره سناتور جوزف مك كارتي نبوده و آن استاد دانشگاه نيز متهم به كمونيست بودن نميباشد. هم اكنون سال 2005 است، عضو كنگره، سناتور جمهوريخواه آنتوني وينر و اتهام استاد دانشگاه نيز ضد اسراييلي بودن است.
درسي براي دانشگاهها و كل جامعه آمريكا: مك كارتيسم، غير قابل قبول است "مگر" زماني كه موضوع انتقاد از اسراييل در ميان باشد.
استاد متهم، جوزف ماساد از دپارتمان فرهنگ و زبانهاي خاورميانه دانشگاه كلمبيا ميباشد. ماساد نويسنده كتاب "تاثيرات استعمارگري: ايجاد هويت ملي در اردن" (انتشارات دانشگاه كلمبيا، سال 2001) است. آثار وي با استقبال مواجه شده و كتاب فوق در نشرياتي از قبيل Choice و American Historical Review ، تحسين و تمجيدهايي را در پي داشته است. فعاليتهاي ماساد بحثانگيزتر از فعاليتهاي آكادميك يك مورخ درباره آرژانتين و اوگاندا نيست يا وي يك آمريكايي فلسطيني تبار كه در نيويورك درباره اسراييل و فلسطين تدريس ميكند، نميباشد. وي منتقد سياستهاي آرژانتين و يا اوگاندا نبوده و در امور ايالات متحده نيز دخالتي نداشته است.
حمله به ماساد و دو پروفسور ديگر در اين دپارتمان را سازمانهاي صهيونيستي راستگراي غيردانشگاهي همسو با حزب ليكود اسراييل ترتيب دادهاند مهمتر از همه سازمان كثيفي در بوستون به نام " پروژه ديويد" كه فيلمي از اتهامات فوق را توليد كرده است). طبق گزارش اسكات شرمان دست كم شش نسخه از اين فيلم توليد شده كه هرگز به نمايش عمومي در نيامده است.
تقريبا هيچ يك از اتهامات عليه ماساد (ضد يهودي بودن، بدرفتاري با دانشجويان، تشبيه اسراييل به آلمان نازي) از سوي دانشجوياني كه دركلاسهاي وي شركت كردهاند، صورت نگرفته است.جديترين اتهام عليه وي اين است كه ماساد با عصبانيت به دانشجويي گفته است " اگر شما بيرحميهايي كه در حق فلسطينيان روا ميشود را قبول نداريد، ميتوانيد از كلاس من بيرون برويد"، دانشجويي ديگر و يك شنونده نيز اين اتهام را تأييد كردند، اما سه دانشجوي ديگر اظهار داشتند كه از آن واقعه چيزي به خاطر ندارند و در كلاس درس ماساد چنين چيزي نديدهاند.
لي بولينگر، رييس دانشگاه كلمبيا براي رسيدگي به اين اتهامات كميته ويژهاي تشكيل داد و كميته پس از يك سري تحقيقات گسترده، گزارشي منتشر كرد . آنها ماساد را از اتهامات ضد يهودي گري وتنبيه دانشجويان طرفدار اسراييل با دادن نمرههاي پايين تبرئه كردند (در حقيقت، اين كميته صراحتاً اتهام ضد يهود بودن وي را تكذيب كرد). آنها دريافتند كه " ماساد از سئوالي كه به نظر وي، حمايت از اعمال اسراييل آمده خشمگين شده و با تنفر به آن پاسخ داده است. در حالي كه ما دليلي نداريم كه پروفسور ماساد مايل به اخراج خانم شانكر از كلاس بوده (در حقيقت وي كلاس را ترك نكرده است)، پاسخ وي به پرسش شانكر از مرزهاي قابل قبول عمومي فراتر رفته و اين طور تداعي ميكند كه سئوال او ميبايست انتقاد عمومي سختي را در پي داشته باشد. ماساد در پاسخ به اين گزارش، ضمن تكذيب وقوع چنين اتفاقي، به اشتباهات منطقي موجود در آن اشاره كرده و از ناتواني آن در ارتباط دادن اتهامات با اقدامات سياسي سازمان يافته عليه خود، انتقاد كرد.
با وجود آنكه در مطبوعات اشاره كمي به اين گزارش شد، در حقيقت اين گونه از آن استنباط ميشود كه ماساد به طور خاص و كادر استادان به طور عام هدف تهديدات مداوم قرار گرفته اند. در گزارش آمده است پس از آن كه اين دپارتمان از سوي روزنامههاي جنجالآفرين به دليل ضد اسراييلي بودن مورد انتقادات شديد قرار گرفت، بسياري از افراد غير دانشجو با ديدگاههاي ايدئولوژيك و خصمانه، دركلاسها شركت ميكردند و با قطع سخن استادان جلوي بحث كلاس را ميگرفتند و يا بدون اجازه از كلاس فيلم برداري ميشد. گزارش به طور تلويحي اذعان ميكند كه مدارك به دست آمده نشان دهنده آن است كه در فوريه سال 2002، پروفسور ماساد حق داشته كه فكر كند يكي از اعضاي دانشكده كلمبيا تدريس او را زير نظر گرفته و با نزديك شدن به دانشجويان وي از آنها ميخواسته اطلاعاتي درباره صحبتهاي او در كلاس بدهند تا بتواند از آنها براي شكايت عليه وي استفاده كند.
اين كه اقامه دعوي عليه ماساد كه توسط گروههاي خارج از دانشگاه و با مقاصد مشخصي بر پاشده، لزوم انجام تحقيقات گسترده دانشگاه كلمبيا را ميطلبد و موضوعي قابل تأمل است. بسياري از دانشجويان و كادر علمي دانشگاه كلمبيا عقيده دارند كه از ابتدا اصلاً نبايد تحقيقاتي انجام مي شد.
در حال حاضر نهادهاي منتخب در سرتاسر ايالات متحده كه تحت تسلط جناح راست هستند، برنامههايي افراطي را مد نظر قرار دادهاند از قبيل افزودن درس "طراحي هوشمند" به كلاسهاي زيستشناسي و يا اخراج استادان به دليل عقايدشان. حتّا كنگره نيز در برابر فشارها تسليم شده است: مجلس نمايندگان قانون ظالمانه 3077 HR را تصويب كرده كه طبق آن كليه برنامههاي آموزشي كه از بودجه فدرال استفاده ميكنند بايد " به ترويج سياست خارجي آمريكا از جنبههاي گوناگون بپردازند"، يعني هدايت سيستم آموزشي به نحوي كه از دولت آمريكا و سياستهاي اسراييل بدون چون و چرا حمايت كند. روزنامه نيويورك تايمز، دژ مستحكم ليبراليسم و ارزشهاي روشنفكرانه در زمانهاي جنونآميز و متعصب است. اما با درخواست نظارت رسمي بر ديدگاهها در كلاسهاي درس سعي دارد به اين جنبش مشروعيت بخشد. نويسندگان نيويورك تايمز بايد بدانند جوامعي كه روش تدريس جوزف ماساد را سانسور ميكنند، به احتمال زياد در همين نقطه متوقف نميشوند. قدم بعدي سانسور كردن خود روزنامهها خواهد بود. ديدگاههاي "غيرمنصفانه" و "ليبرال" همچون آنهايي كه در بسياري از مقالات و نوشتههاي روزنامه نيويورك تايمز وجود دارد، ممكن است توسط همان افرادي كه خواهان ايجاد خطمشي حزبي در دانشگاه كلمبيا هستند، دقيقاً بررسي شود.
در اين ارتباط شبكه الجزيره گزارشي از اظهارات يك دانشجوي دانشگاه كلمبيا را نقل ميكند كه صحه بر ديدگاه هاي افراط گرايانه صهيونيستي در اين دانشگاه ميَگذارد.در اين گزارش آمده است:
يك فارغالتحصيل اروپايي دانشگاه كلمبيا متوجه شده است كه اين دانشگاه تا چه اندازه طرفدار اسراييل است. وي ميگويد: «حين تحصيل در كلمبيا متوجه شدم كه سازمانهاي بينالمللي و سازمان ملل از يك سو و دانشگاه كلمبيا و نيويورك از سوي ديگر در دو جهان موازي فعاليت ميكنند. در مجامع بينالمللي كه به دليل مطالعاتم آنها را پيگيري ميكردم، سركوبگري اسراييل محكوم ميشد و قطعنامههاي بيشماري كه از اين كشور ميخواست به قوانين بينالمللي پايبند باشد به وسيله آمريكا مسكوت ميماند. تا پاييز سال 2000 همزمان با شروع انتقاضه دوم، حاميان متعصب اسراييل هركسي را كه ازفلسطينيان طرفداري ميكرد، به شدت سركوب ميكردند، دانشجويان عضو گروههاي خاورميانه در دانشكده حقوق عملاً هدف ناسزاگويي قرار می گرفتند و ميزهاي آنان بهم ريخته ميشد. اتفاقي كه در اروپا قابل تصور نيست». از سوي ديگر بحثي در دانشگاه مطرح شد كه احتمالاً در نتيجه محكوميت بينالملي سياستهاي اسراييل بود. حاميان متعصب اسراييل كه ديگر برتري صد درصد بربحثهاي عمومي ندارند. ادعا ميكنند كه صدايشان «خفه شده» و در سكوت فرورفتهاند.
هنگامي كه دكتر مصطفي برغوتي جهت ايراد سخنراني در نوامبر 2003 به دانشگاه كلمبيا آمد، دو متعصب اسراييلي اقدام به برهم زدن نظم جلسه كردند و سخنان او را به استهزاگرفتند. اما هيچگاه هنگام سخنراني نتانياهو در دانشكده بازرگاني چنين اتفاقي روي نميداد.
همچنين استادان افراطي صهیونيست صداهاي مخالف را در دانشكده حقوق خفه ميكردند. برخي از آنها به نظر ميرسيد كل ساعات فعاليت خود را به ساختن و پرداختن دلايل مختلف دفاع از اسراييل اختصاص ميدادند، دقيقاً شبيه نويسندگان اجير حزب كمونيست دردهه 30 ،اين استادان حاميان پر وپا قرص استثنا بودن اسراييل هستند به اين معني كه قوانين حقوق بشر ازقبيل ممنوعيت شكنجه بايد در مورد كليه انسانها لحاظ شود به جز قربانيان سياستهاي اسراييل .
جوآن كول، استاد تاريخ معاصر خاورميانه و شرق آسيا در دانشگاه ميشيگان و نويسندة كتاب "فضا و جنگ مقدس" است.
ثبت کننده خبر:
تعداد دفعات
مشاهده شده: 473
|
سایر مطالب
|