نقدي بر استراتژي جديد ايالات متحده در مورد كشورهاي اسلامي
نگاه دولت بوش به خاورميانه و خليج فارس فرسنگها از اهداف اعلام شده اين دولت مبني بر براندازی رژيمهاي ضد آمريكايي از منطقه فاصله گرفته است. طبق تحقيق چهار ماههيي كه از سوي ديويد كاپلن روزنامه نگار روزنامه US news انجام شده «واشينگتون دهها ميليون دلار به تاثيرگذاري بر جوامع مسلمان اختصاص داده است.» طبق اين گزارش دولت آمريكا از دوران جنگ سرد براي رسيدن به اين هدف مبارزهاي را با ابزارهاي سياسي نامتناسب با استفاده از تيمهاي تخصصي عمليات رواني، عمليات سري سيا، متفكران و رسانههاي آمريكايي آغاز كرده است.
استراتژي واشينگتون در تاثيرگذاري بر تفكر مسلمانان در طرح «حوزه پوشش جهان اسلام» منعكس شده است. اين طرح عظيم كه از حمايت جرج بوش، رييس جمهور آمريكا، برخوردار است به كليه شاخههاي دولت توزيع شده است. هدف اين استراتژي انتشار «ارزشهاي» آمريكايي در زمينه «دمكراسي، حقوق زنان و بردباري» به كل جهان اسلام و تقويت سبك زندگي غربي است به نحوي كه مسلمانان اصولگرا از ميانهرو جدا شوند. در همين حال سيا به تضعيف و بياعتبار كردن رهبران ديني و احزاب اسلامي مخالف اين رويه مي پردازد.
به نظر نگارنده چنين استراتژييي كاملاً اشتباه است. گرچه احساسات ضد آمريكايي در سرتاسر جهان اسلام فراگير شده است، اما علت آن چندان مرتبط با عقايد اصولگرایانه نيست بلكه به سياست خارجي تهاجمي آمريكا، اشغال مداوم كشورهاي اسلامي و استانداردهاي گستاخانه آن در روابط فلسطين – اسراييل باز ميگردد.
حقيقت اين است كه اكثر مسلمانان مدتهاست پي به جاه طلبيهاي آمريكا درتغيير افكار و عقايد خود بردهاند، همين امر باعث افزايش نارضايتي و تحكيم عقایدشان شده است. بيشتر مخاطبان شبكههاي تلويزيوني الهورا و ساوا كه با بودجه دولت آمريكا در منطقه راهاندازي شدند، فقط به دليل كنجكاوي نسبت به ارزشهاي تفريحي غربي به تماشاي آن ميپردازند نه هيچ چيز ديگر، اعراب هنوز ترجيح ميدهند اخبار را از شبكه های اسلامی دريافت كنند.
علاوه بر اين، سياستهاي اينگونه آمريكا مداخله جويانه و حتي به نحو وقيحانه اي توهينآميز است. براي مثال، عربهاي معمولي زيادي هستند – نه افراطيون – كه از برخي جنبههاي جوامع غربي متنفرند از جمله خشونت، رفتار بي پرده جنسي كه در فيلمها و ويديوهاي موسيقي نمود دارد، و تمجيد از مشي لذتجويي فردي كه باعث از بين رفتن پيوندهاي خانوادگي در غرب شده است.
حقيقت اين است كه از لحاظ برخي شعائر خاص و ارزشهاي كليدي، شرق همچنان شرق است و غرب همان غرب و مطمئناً همينگونه نيز بايد باشد. چه دنياي خسته كننده يكنواختي داشتيم اگر همه ما دقيقاً به يك نحو فكر ميكرديم. ممكن است تعجبآور باشد كه روياي آمريكايي اغلب كابوسي بدون نوآوري به نظر مي رسد.
اگر جهان عرب متحد ميشد و ميليونها دلار صرف استراتژي به اصطلاح «حوزه پوشش دنياي غرب» ميكرد تا بر مدارس و كليساهاي غربي تأثير گذارد، چه ميكرديم؟ اگر آنها رسانههاي ماهواره اي راهاندازي ميكردند كه غربيها را هدف قرار مي داد و براي تغيير شخصيت بينندگان و شنوندگانشان از تكنيكهاي القا، و حتّا پيامهاي نهفته استفاده ميكردند، چه ميكرديم؟آيا مي توانيد برآشفتگي متعاقب آن را تصور كنيد؟ تهيه كنندگان فاكس نيوز سكته خواهند كرد واعظان مسيحي ضد اسلام همچون جري فالون، فرانكلين گراهام و پت رابرتسون احتمالاً دعوت به جنگ صليبي خواهند كرد.
در واقع سياست خارجي واشينگتون نه تنها عميقاً شكست خورده است بلكه اوضاع وخيمتر از اين است. پيش از غوغاي انتقام جويي آمريكا به بهانه 11 سپتامبر، اكثريت جوانان منطقه، آمريكا را نيروي مثبتي ميدانستند و دموكراسي را تنها مسير پيش روي خود ميديدند. مطمئناً آنها از طرفداري آمريكا از اسراييل ناراضي بودند اما در دوران رياست جمهوري كلينتون ديدند كه ايالات متحده تقريباً ميانجي صادقي است.
اشتباه واشينگتون نوع واكنش آن به حملات 11 سپتامبر بود. 19 نفر حمله كننده و حاميان آنها ديوانگاني بودند كه در اغلب جوامع يافت ميشوند و اسامه بن لادن، شخصيتي غير عادي، مبارزي باقي مانده از دوران اشغال افغانستان از سوي شوروي سابق بود كه خانواده و كشورش او را طرد كرده بودند. فعاليتهاي آنها جنايتآميز بود و به جاي اين كه مسلمان خوانده شوند، عنوان »قاتل» برايشان مناسبتر بود.
دولت آمريكا در مقابل ديدگان همه، 5/1 ميليارد مسلمان جهان را اصولگرا و تروريست بالقوه فرض كرد. مسلمانان آمريكا تا مدت ها در محافل عمومي ظاهر نمي شدند؛ افعانستان و عراق اشغال شد و هزاران نفر مسلمان در زندان هاي اقصي نقاط جهان از جمله گوانتانامو، بگرام و ابوغريب محبوس شدند كه تحت سؤ رفتار ، شكنجه و حتي قتل قرار ميگرفتند.
به نظر مي رسد اين نوع تفكر از سوي اعضاي جنگ طلب دولت آمريكا كه پس از فروپاشي شوروي سابق به دشمني احتياج داشتند تا مردم آمريكا را تحت پرچم ملي متحد كنند و راه را براي اجراي سياست هاي بلند مدت نئوامپرياليستي هموار كنند، ترويج مي شد.
به رغم تلاش هاي دولت آمريكا در به اصطلاح مبارزه اش با تروريسم، طبق گزارش الگوي تروريسم جهاني كه اخيراً منتشر شده تعداد تروريستها چند برابر شده است و اكثر قربانيان آن نيز خود عربها بودهاند. اين گزارش نتيجهگيري ميكندكه از سال 1985 تاكنون كه چنين گزارشي سالانه منتشر ميشود، تعداد حملات تروريستي در سال 2004 بيش از همه سالها بوده است. مدارك ارايه شده در اين گزارش مبني بر شكست بوش در مبارزه با تروريسم آنقدر نگران كننده بود كه وزارت امور خارجه تصميم گرفت انتشار آن را در سالهاي آتي متوقف كند.
به طور خلاصه بايد گفت به جاي صرف ميلياردها دلار از ماليات شهروندان روي سياستهايي كه نتيجه مطلوبي به بار نميآورند، تحت تأثير قرار دادن قلبها و افكار مردم منطقه به مرور زمان بسيار سادهتر و ارزانتر است. از اين رو ايالات متحده بايد به سمت اجراي طرح صلحی بدون هواداري از صهیونیست ها گام بردارد. در غير اين صورت بايد كنار بكشد و به كشورهاي ديگر اجازه دهد كه به ميانجيگري بپردازند. امريكا بايد به دنبال خاورميانه عاري از تسليحات هستهاي باشد و اسراييل نيز شامل آن شود.
ايالات متحده بايد برنامهاي زماني براي خروج از عراق تهيه كند كه در آن كليه مبناها مورد توجه قرار گيرند و جبران خسارات كليه قربانيان جنگ را بنمايد. در عين حال بايد به گسترش پايگاه هاي نظامياش در سرتاسر منطقه پايان دهد. دست از تهديد سوريه و ايران بردارد و در عوض سياست ربودن قلبها و افكار را در مورد اين دو كشور با شيوه اي واقعاً آشتي جويانه در پيش گيرد و سرانجام، ايالات متحده بايد به دخالت در امور داخلي ساير كشورها پايان دهد و دست از شكل دادن به عقايد و مذهب ديگران در چارچوب معيارهاي خود بردارد. اين راهي است كه بايد دنبال كند اگر واقعاً در پي موفقيت است. بیایید شمشير را كنار بگذاريم و دوباره به گفتگوي آزاد و احترام متقابل روي آوريم.
منبع: onlinejournal
5 می 2005
نویسنده: ليندا اس.هرد – كارشناس خاورميانه
برگردان : واحد ترجمه فرازسیستم
ثبت کننده خبر:
تعداد دفعات
مشاهده شده: 486
|
سایر مطالب
|