اشاعه ترس از تروريسم، حربه اي براي عوام فريبي
نویسنده: پال رابرتز
سايت عمليات رواني – دولت نومحافظهكار بوش با عوام فريبي، از حملات 11 سپتامبر به عنوان حربهاي براي فريفتن مردم آمريكا و اشاعه ترس از تروريسم در ميان آنها استفاده كرده و به اين ترتيب چشمان مردم كشورش را به روي سياستهاي شرمآور و ننگين خود بسته است.
ترس از تروريسم باعث شده تا مردم آمريكا نسبت به سياستهاي غيرقانوني دولت بوش و نقض قانون اساسي از سوي اين دولت بيتوجه باقي بمانند. مردم آمريكا تسليم سياستهاي ننگآور دولت بوش از جمله نقض آزاديهاي فردي، نقض حقوق بشر، جدايي قدرتها و قوانين كيفري غيرانساني در اين كشور شدهاند. تسليم و بياعتنايي مردم آمريكا به اين دليل است كه دولت بوش به بهانه مقابله با تروريسم، آنها را شستشوي مغزي داده و چنين القا كرده است كه براي حفظ امنيت كشور، توسل به سياستهاي غيرقانوني، لازم است.
دولت نومحافظهكار بوش با برتري دادن جنگ به اصطلاح ضدتروريسم خود بر قانون اساسي اين كشور، به تهديدي بزرگ عليه آمريكا تبديل شده است. در واقع خطر قانون شكنيهاي دولت بوش براي مردم آمريكا از خطر تروريستها بيشتر و جديتر است.
می توان گفت نقض قانون اساسي از سوي دولت بوش فقط و فقط براي گسترش و توسعه اختيارات رييس جمهور آمريكا و در راستاي قدرتطلبي او صورت ميگيرد.
بنا به عقيده تيموتي لينچ و جين هيلي، دو تن از محققان قانون اساسي آمريكا، بوش در انجام مهمترين وظيفه خود كه همانا اجرا، محافظت و دفاع از قانون اساسي ميباشد، شكست خورده است. به اين ترتيب ميتوان گفت وي به قسم رياست جمهوري خود پاي بند نبوده است.
لينج و هيلي عقيده دارند تلاش بيوقفه دولت بوش براي توسعه قدرت و اختيارات خود كاملاً غيرقانوني است چرا كه دادگاه ها و كنگره آمريكا هيچ كنترلي و نظارتي بر اين قدرتطلبي نداشتهاند. تمامي سياستهاي بوش از جمله جنگ افروزي، احضار زندانيان به دادگاه، قوانين آزادي بيان و شنودهاي غيرقانوني، براي آمريكا و قانون اساسي اين كشور ننگي بزرگ به شمار ميرود. ننگ نقض قانون اساسي در تمامي كشورهاي جهان ميتواند مردم را نسبت به سياستمداران كشورها كاملاً بدبين و حمايت آنها را سلب كند.
اما به نظر ميرسد اين واقعيت در مورد مردم آمريكا صدق نميكند چرا كه آنها در اثر عوامفريبي دولت باور كردهاند كه تمامي اين اقدامات غيرقانوني و سياستهاي ديكتاتوري بوش در راستاي حفظ امنيت و مبارزه با تروريسم صورت ميگيرد.
اين باور كاملاً ساده لوحانه و احمقانه است، چرا كه باور چنين امري بدان معناست كه بگوييم آزادي تمامي مردم آمريكا در گرو تأمين اهداف و منافع كاخ سفيد است.
در واقع مردم آمريكا به دليل ترس از تروريسم، اقدامات غيرقانوني دولت بوش را مورد اغماض قرار دادهاند. اكنون بايد از آنها پرسيد چرا بنيانگذاران قانون اساسي آمريكا زحمت تدوين آن را به خود هموار كردهاند؟ اگر قرار بود در صورت بروز تهديداتي چون حملات تروريستي، دولت از قدرت و اختيارات نامحدود برخوردار باشد، فايده قانون اساسي چيست؟ اگر قرار بود رييس جمهور به بهانهها امنيتي، خودسرانه به طرح سياستهاي خود محور بپردازد، فايده برپايي انتخابات چيست؟ اگر قرار بود در مواقع بحرانی قانون اساسي نقض شود، چرا يك ديكتاتور و يا يك پادشاه براي كنترل امور كشور انتخاب نميشود؟
مردم آمريكا در رسوايي و ننگ به وجود آمده دخيل هستند، چرا كه نتيجه اهميت ندادن به قانون اساسي، ننگ و رسوايي است.
در آمريكا قانون اساسي حدود قدرت و اختيارات را تعريف ميكند و اين كشور بردن قانون اساسي وجود خارجي ندارد. نقض قانون اساسي از سوي دولت بوش، توهيني است به ماهيت مردم اين كشور خطر اين ننگ از خدا تروريستها بيشتر است.
مردم آمريكا بايد از خود بپرسند آيا بدون قانون اساسي ماهيت خارجي دارند؟ در واقع مردم اين كشور بدون قانون اساسي هيچ فرقي با انسانهاي بيگناهي كه به اردوگاههاي مرگ شوروي سابق و آلمان فرستاده ميشدند، ندارند. اين قانون اساسي است كه در قبال ديكتاتوري و ظلم و ستم از حقوق مردم آمريكا حمايت ميكند و بدون وجود قانون اساسي مردم اين كشور هيچ حق و حقوقي ندارند. و اين است كه انساني كه فاقد حق و حقوق باشد، ماهيت انساني ندارد.
گزارشهاي متعددي منتشر شده است كه نشان ميدهد دولت آمريكا براي ساخت اردوگاههاي كار اجباري در آمريكا حدود 385 ميليون دلار هزينه كرده است. مسلماً از اين اردوگاهها براي نگهداري مظنونين تروريست استفاده نميشود چرا كه دولت آمريكا اين افراد را به زندانهاي خود در خارج از كشور ميفرستد تا بتواند بدون پيگرد قانوني، آنها را تحت شكنجه قرار دهد.
پس اين اردوگاهها براي نگهداري چه كساني ساخته ميشود؟
اردوگاههاي كار اجباري آمريكا، وحشت و اعمال غيرانساني استالين و هيتلر را به ياد ميآورد. دولت بوش در داخل خاك اين كشور اردوگاههاي كار اجباري ميسازد؟
جنگ به اصطلاح ضدتروريسم دولت بوش ياد آور واقعه آتش سوزی عمارت رایش استاگ (پارلمان آلمان) است که در سال 1933 هیتلر با مستمسک قرار دادن آن و اعلام وضعیت فوق العاده، رئیس جمهور وقت (پال ون هیندنبرگ) را به امضای حکمی موسوم به آتش سوزی رایش استاگ ملزم کرد، که در نتیجه ی آن بخش های از حقوق اولیه مندرج در مفاد قانون اساسی کشور مورد اغماض قرار گرفت.
اين اردوگاهها در واقع براي انحراف افكار عمومي و عدم توجه مردم به ننگ واقعي دولت آمريكاست. طبق ادعاي بوش، تروريستها به دليل مخالفت با آزادي مردم آمريكا، اين كشور را مورد حمله قرار ميدهند. اما همانگونه كه لينچ و هيلي متذكر شدهاند، آنچه آزادي مردم آمريكا را به خطر انداخته است نقض قانون اساسي و آزاديهاي فردي آنها از سوي دولت بوش است كه براي تأمين اهداف و منافع اين دولت صورت ميگيرد.
ثبت کننده خبر:
تعداد دفعات
مشاهده شده: 1057
|
سایر مطالب
|