اطاعت کورکورانه آمريكا از رژيم صهيونيستي و از دست دادن اعتبار خود در جهان اسلام
نویسنده: چارلی ریس
سايت عمليات رواني – لابي صهيونيسم و نومحافظهكاران آمريكا طبل جنگ با ايران را نواختهاند و بايد اميدوار بود كه اين بار جورج بوش، رئيس جمهور آمريكا از حماقت مخاطرهآميز خود دست بردارد و زيربار اين جنگ نرود.
نومحافظهكاران – افراد خود محوري كه به نظر ميرسد هيچ بويي از انسانيت نبرده و با طبيعت انسانها آشنايي ندارند – چنين ميپندارند كه با حمله نظامي آمريكا به ايران، مردم اين كشور دست از حمايت دولت جمهوري اسلامي برداشته و دولت و حكومت جمهوري اسلامي ايران را طرد ميكنند.
اما بايد ذكر كرد كه حمله نظامي آمريكا به ايران نتيجهاي كاملاً متضاد با پندار بيهوده نومحافظهكاران در پي خواهد داشت. با حمله آمريكا به ايران مردم اين كشور حمايت خود را از دولت ايران چند برابر ميكنند و با اين كار آرزوي پوچ آمريكا براي تضعیف دولت جمهوري اسلامي ايران برباد ميرود. حمايت مردم ايران از دولت خود در برابر يك قدرت بيگانه مانند روز بر همگان واضح و آشكار است. با حمله آمريكا يا رژيم صهيونيستي به ايران، اركان نظام جمهوري اسلامي بيش از پيش استحكام خواهد يافت.
بايد گفت فرضيه پوچ نومحافظهكاران مبني بر حمله نظامي به ايران و ضربه زدن به حكومت اين كشور ديگر پذيرفته و قابل قبول نيست. دولت وقت آمريكا در جنگ اول خليج فارس پس از خروج نيروهاي صدام حسين از كويت، احزاب سياسي و كردهاي عراق را عليه رئيس جمهور اين كشور به شورش واداشت. در واقع دولت آمريكا ميپنداشت صدام حسين پس از شكست مفتحضانه نظامي در كويت به آساني از رأس قدرت بر كنار خواهد شد. اما بر خلاف تصور رئيس جمهور وقت آمریکا، صدام حسین با متحد كردن نيروهاي خود، احزاب سياسي جنوب كشور و كردهاي شمال را شكست داد. در تفسير فرضيه پوچ دولت وقت آمريكا در زمان جنگ اول خليج فارس بايد عنوان كرد اولاً شكست يك كشور جهان سوم (كه داراي تجهيزات نظامي پيش پاافتاده است) از ابر قدرت جهان كه قدرتمندترين نيروي نظامي را در اختيار دارد، برای این کشور شکست محسوب نمی شود. دوماً با انصراف دولت وقت آمريكا از حمله به عراق صدام چنيني وانمود كرد كه قابليت رويارويي با ابرقدرت جهان را داشته و پس از جنگ همچنان در موقعيت خود استوار است. اين مساله از ديد بسياري از كشورها يك شکست بزرگ برای آمریکا محسوب شد.
چند ماه قبل يك حامي حقوق بشر ايراني از دولت كنوني آمريكا خواست تا به سخنان عنادورزانه خود عليه دولت ايران پايان دهد. وي به درستي عقيده دارد كه اين كار تنها باعث حمايت بيشتر مردم ايران از دولت متبوعشان خواهد شد.
در واقع ايرانيان نيز همانند ديگر انسانها در صورتي كه كشوري بيگانه بخواهد به كشورشان حمله كند، با تمام قوا از خاك و پرچم خود دفاع خواهند كرد. ايرانيها همواره تاكيد كردهاند كه به دنبال تسليحات هستهاي نيستند و هيچ سندي در دست نيست كه خلاف این واقعيت را نشان دهد. آنها هنوز مفاد ان.پي.تي را كاملاً رعايت ميكنند و همواره خواستار عاري شدن خاورميانه از تسليحات هستهاي بودهاند.
هماكنون آمريكا همانند گذشته، رژيم صهيونيستي و تسليحات هستهاي اين رژيم را ناديده ميانگارد. در واقع دولت آمريكا با دورويي تمام، از عاري سازي خاورميانه از تسليحات هستهاي اجتناب ميورزد، چرا كه در صورت تاكيد بر لزوم عاري سازي خاورميانه، اسرائيل نيز بايد تسليحات هستهاي خود را از بين ببرد.
آمريكا با دورويی ادعا ميكند كه ايران قوانين بينالملل را نقض ميكند، در حالی كه واقعيت چنين نيست و اين رژيم صهيونيستي است كه از امضاي معاهده ان.پي.تي سرباز ميزند و از بازرسي تاسيسات هستهاي خود از سوي بازرسان بينالمللي ممانعت بعمل ميآورد.
آمريكا با اطاعت محض از رژيم صهيونيستي، تمامي اعتبار خود در جهان اسلام و عرب را از دست داده است.
اخراج لابي صهيونيسم از آمريكا، حمايت از ايران و جهان عرب، بيش از فعاليتهاي هستهاي ايران براي آمريكا حیاتی است.
فشار لابي صهيونيسم به دولت آمريكا براي برافروختن آتش جنگي ديگر يادآور سخنان سفير فرانسه در انگستان است. وي عقيده دارد چرا دنيا بايد به اين كشور كوچك (اسرائيل) اجازه به وجود آوردن اين همه دردسر براي ديگر كشورها را بدهد؟ واقعاً چرا دنيا به اسرائيل چنين اجازهاي ميدهد؟
تمامي مردم دنيا و بهخصوص ملت آمريكا بايد اين سوال را از سياستمداران خود بپرسند.
ثبت کننده خبر:
تعداد دفعات
مشاهده شده: 1201
|
سایر مطالب
|