جمعه 12 شهريور 1389 - الجمعة 23 رمضان 1431 - Friday 03 September 2010 

  

 [English]   


     احمد جبرئیل هشدار داد:آمریکا با مذاکرات سازش به دنبال اجرای توطئه‌های خود در منطقه است          لبنان از رژیم صهیونیستی به شورای امنیت شکایت می‌کند          تفنگدار آمریکایی: مذاکرات سازش مضحک است/ حادثه 11 سپتامبر کار دولت سایه آمریکا بود          مسلمانان اسکاتلندی کالاهای رژیم صهیونیستی را تحریم کردند          نارضایتی مردم آمریکا از برنامه های تلویزیونی          چهار صهیونیست در کرانه باختری به هلاکت رسیدند          رابرت فیسک بررسی کرد: شکنجه، فساد و جنگ داخلی میراث برجای مانده آمریکا در عراق          به دلیل ایستادگی در برابر رژیم صهیونیستی؛ آمریکا ارتش لبنان را صراحتا تهدید کرد          روز چهارشنبه برگزار می‌شود؛ تظاهرات ضد صهیونیستی علیه مذاکرات سازش در غزه و رام‌الله     

 پاسداشت سردار رشید اسلام حاج محمود قلی پور و هشت هزار شهید استان گیلان
 پاسداشت سردار رشید اسلام حاج محمود قلی پور و هشت هزار شهید استان گیلان
 فصلنامه علمی تخصصی عملیات روانی شماره19




 

[نسخه متنی]

RSS

مقاله - سیاسی

پنجشنبه 17/09/1384

 ساعت: 04:35

 [جستجو برای همه اطلاعات]  [بازگشت]  [نسخه چاپی] 
 تعامل صدام شيميايي و عمو سام هسته‌اي

تعامل صدام شيميايي و عمو سام هسته‌اي


جورج هرش سایت عملیات روانی- در جنگ سال 1991 خليج فارس، حتي بعد از بيرون راندن صدام حسين از كويت نيز آمريكا مصمّم به حمله عليه عراق و بركناري صدام از مسند قدرت و رسيدن به اهدافي بود كه امروزه نيز براي رسيدن به آنها تلاش مي‌كند. برخورداري صدام از تسليحات شيميايي و احتمال توسل صدام به چنين تسليحاتي در صورت حمله نيروهاي آمريكايي عليه بغداد، عاملي بود كه آمريكا را از رسيدن به بعضي اهدافش باز داشته بود. اين فرضيه به اعتقاد نگارنده داراي مستندات منطقي خاصي براي وقايع حادث شده است كه حتّي سوابق و مدارك تاريخي ممكن است فاقد چنين مستنداتي باشد. اين مستندات تكميل دكترين هسته‌اي آمريكا از آن زمان به بعد را به بخوبي به تصوير مي‌كشد و وقايع مربوط به ايران را نيز آشكارا بيان مي‌كند. تاريخ نشان مي دهد كه جورج بوش شخصاً تمايلي براي حمله به عراق و بر كناري صدام از مسند قدرت نداشته است. حال بايد ديد كه چرا بوش چنين تمايلي نداشته است؟ قدرت نظامي صدام در سال 1991 به مراتب از اقتدار او در سال 2003 بيشتر بود و به همين خاطر عراق در سال 1991 تهديد جدي‌تري براي منطقه محسوب مي‌شد. اهم دلايل قابل تصوّري كه براي حمله سال 2003 به عراق ارائه شده است نيز در مقايسه با ادّله شروع جنگ خليج فارس (1991) بسيار ضعيف‌تر بوده است: اهم دلايل شروع اين جنگ مواردي نظير انهدام سلاح‌هاي كشتار جمعي عراق، برقراري دموكراسي در عراق، انتفاع شركت‌هاي آمريكايي، كنترل نفت: گسترش سلطه آمريكا، و كاهش تهديدات موجود عليه اسرائيل بوده است. خطر احتمالي شروع اين جنگ نيز به مراتب بيشتر از خطر مشابه براي آغاز جنگ خليج فارس بوده است (مشكل ثبات عراق، خطر جنگ داخلي و گسترش آن در سطح كشور، فراهم شدن بستر مناسب براي گسترش نفوذ منطقه‌اي ايران از جمله خطرات احتمالي جنگ اخير بوده است). استفاده صدام از سلاح‌هاي كشتار جمعي عليه ايران و مردم عراق در اوايل دهه 1990بسيار تازه‌تر و ترساننده‌تر از ابعاد اين خاطره در دهه بعد يعني زمان شروع جنگ اخير(2003) بود. آمريكا در جنگ خليج فارس با نيم ميليون نيروي نظامي اقدام صدام در حمله به كويت را دفع كرد و طبعاً مجامع بين‌المللي در زمان جنگ اول خليج فارس رويكرد و انگيزه بيشتري براي حمايت از خلع صدام حسين داشتند. اين رويكرد مجامع بين‌المللي در جنگ اول خليج فارس از رويكرد مشابه در جنگ دوم خليج فارس نيز قوي‌تر بود. بديهي است كه بعد از 12 سال و در اثر تحريم‌هاي سازمان ملل، عراق به شدّت تضعيف شده است. از طرفي بازرسان سازمان ملل نيز جاي جاي اين كشور را براي يافتن سلاح‌هاي شيميايي بازرسي ‌كردند. مهمتر از همه اينكه در خلال سال هاي بعد از جنگ خليج فارس صدام حسين عملاً هيچ كشوري را در منطقه تهديد نكرده بود. حتّي بعد از وقوع حملات 11 سپتامبر نيز هيچ مدركي دالّ بر همكاري و ارتباط عملي يا نظري رژيم صدام با القاعده به دست نيامد. پس چرا به جاي سال 1991 خلع صدام حسين از مسند قدرت در سال 2003 مطرح شد؟ يكي از پاسخ‌هايي كه براي اين سوال ارائه شده است وجود تفاوت‌هاي شخصيتي بين بوش پدر و جورج بوش پسر است كه البته اين استدلال نيز چندان متقاعد كننده نيست. در حقيقت فقط يك تفاوت اساسي بين سال 1991 و 2003 وجود داشت: در سال 1991 صدام سلاح شيميايي در اختيار داشت. در سال 2003 آمريكا به طور حتم مي‌دانست كه صدام حسين هيچگونه سلاح كشتار جمعي براي مقابله با نيروهاي آمريكايي مهاجم به كشورش در اختيار ندارد. در حقيقت دولت آمريكا در سال 1991 اين مسأله را براي صدام روشن كرد كه هرگونه استفاده از سلاح شيميايي را با سلاح هسته‌اي پاسخ خواهد گفت واين هشدار، اصلي‌ترين عاملي بود كه صدام حسين را از كاربرد سلاحهاي شيميايي بازداشت. با اين حال شكي نيست كه تسليحات شيميايي همواره آخرين حربه صدام حسين محسوب مي‌شد. كاملاً منطقی بود كه صدام در كويت به چنين سلاح‌هايي متوسل نشود؛ امّا با اينحال آماده بود تا در صورتي كه بقاء دولتش به خطر بيفتد حتي بدون توجه به تهديد هسته‌اي موجود، از سلاح شيميايي استفاده كند. تسليحات شيميايي اساساً ابزاري دفاعي محسوب مي‌شوند و صدام حسين نيز در دهه 1980 يعني در جنگ ايران و عراق از كاربرد آن براي مقابله با حملات ايران، تجارب موفقيت‌آميزي داشت. اگر در سال 1991 ارتش آمريكا به بغداد حمله مي‌كرد و صدام به سلاح شيميايي متوسل مي‌شد، قطعاً هزاران سرباز آمريكايي كشته مي‌شدند؛ امّا حتي در چنين حالتي هم، كاربرد سلاح هسته‌اي از سوي آمريكا قطعاً از سوي جهانيان محكوم شمرده مي‌شد. آمار و خاطرات واقعه هيروشيما بر هيچكس پوشيده نبوده و نيست. جهان به هيچ وجه گسترش و كاربرد تسليحات هسته‌اي يك ابر قدرت مهاجم عليه كشور غير هسته‌اي را ناديده نمي‌گرفت. بنابراين مي‌توان گفت كه در آن زمان بيش از آنچه صدام حسين تحت تاثير بازدارندگي سلاح اتمي آمريكا قرار گرفته باشد، آمريكا متاثر از بازدارندگي سلاح‌هاي شيميايي صدام بوده است. ضعف سياستگزاران و تصميم‌سازان آمريكايي در آن مقطع زمانی به حدّي فاحش بود كه از آن به بعد سردمداران آمريكايي همواره براي بازيافت و اصلاح اين نقص خود در تلاش بوده‌اند. تصور كنيد: بزرگترين قدرت نظامي جهان در رسيدن به اهداف نظامي خود مغلوب كشوري شد كه قواي نظامي اندكي در اختيار داشت. اين در حالي است كه آمريكا علاوه بر داشتن برترين تسليحات متعارف نظامي از سلاح اتمي نيز برخوردار بود. مهمتر اينكه صدام حسين براي انجام اين مهم نه چيزي گفت و نه اقدامي كرد. شايد صدام حسين تلويحاً به آمريكا فهمانده بود كه در صورت حمله به كشورش از سلاح‌هاي شيميايي استفاده خواهد كرد و يا شايد سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا به اين نتيجه رسيده بودند؛ امّا به هر ترتيب اين مسأله نقش بسيار مهمي در تصميم بوش راي حمله نكردن به عراق ايفا كرد. سياستگزاران و تصميم‌گيرندگان نظامي آمريكايي از همان سال 1991 تلاش مي‌كردند تا قواعد اين بازي را اصلاح كنند تا سناريوي به اصطلاح «داوود و جالوت» ديگر هرگز تكرار نشود. اهم تلاش اين تصميم‌گيرندگان را مي‌توان به شرح زير برشمرد: 1- دولتمردان و مقامات ارشد نظامي از طريق بازرسان سازمان ملل و تحريم‌های اعمالي اين مسأله را محرز و قطعي كردند كه عراق همه سلاح‌هاي كشتار جمعي خود را منهدم كرده است و آمريكا در صورت حمله به عراق با خطري مواجه نخواهد شد و در غير اين صورت بايد به دنبال تناقض منطقی ديگري می بود. عراق در حمله عليه كويت از سلاح شيميايي يا هرگونه سلاح كشتار جمعي ديگري استفاده نكرد. عراق حتّي در جنگ خود با ايران نيز از سلاح شيميايي فقط با اهداف دفاعي استفاده كرد و به همين خاطر در آن زمان سازمان ملل هيچ تلاشي براي اعمال تحريم عليه اين كشور انجام نداد. بنابراين چرا بايد تحريم سازمان ملل عليه عراق، انهدام تسليحاتي باشد كه هيچگونه نقشي در حمله عراق به كويت نداشته‌اند؟ امّا اگر اين تسليحات نقش مهمّي در جنگ خليج فارس ايفا كرده بود قطعاً در اين فرضيه نيز قابلیت تأمل و بررسي بيشتري مي‌داشت. 2- سياستگزاران و تصميم‌گيرندگان دولت آمريكا هر سال تصوير جديدتري از مسأله سلاح‌هاي كشتار جمعي را رقم زده‌اند. به طوري كه اين موضوع علاه بر سلاح‌هاي اتمي و شيميايي، ساير تسليحات غيرمتعارف را نيز شامل مي‌شود. اين در حالي است كه سلاح‌هاي اتمي، ميليون‌ها بار قوي‌تري از تسليحات شيميايي يا هر گونه سلاح ديگري هستند. اين تسليحات (اتمي) در واقع حيات بشريت را تهديد مي‌كنند. بنابراين نبايد سلاح‌هاي شيميايي و هسته‌اي را در يك مقوله دسته‌بندي كرد. البته آمريكا توانسته بود غالب كشورهاي جهان را از سال 1991 و با بهره‌گیري از ابزار تبليغاتي، مجاب كند كه سلاح‌هاي شيميايي و هسته‌اي از جهاتي قابل مقايسه هستند. البته هدف اصلي از چنين استدلالي توجيه هر گونه واكنش عليه سلاح‌هاي شيميایي (حداقل آمريكا یا چنين سلاح‌هايي نداشته و يا قصد بكارگيري آنها را ندارد) با استفاده از تسليحات اتمي است. 3- دولت آمريكا عملاً سعي داشت با غيرقانوني اعلام كردن كاربرد سلاح‌هاي شيميايی و ميكروبي، به تحكيم و تقويت توافقنامه‌هاي بين‌المللي كمك كند؛ امّا در اين تلاش هيچگاه اشاره‌اي به مسأله تسليحات هسته‌اي نمي‌كرد (براي اطلاعات بيشتر مي‌توان به كنوانسيون تسليحات شيميايي و ميكروبي رجوع كرد). البته اين مسأله عملاً با مفهوم تسلیحات كشتار جمعي مغايرت دارد و به نوعي مي‌توان آن را كاملاً رياكارانه دانست؛ با اين حال جهان آن را پذيرفت. 4- طراحان نظامي آمريكا آستانه استفاده از تسليحات اتمي را محدودتر كردند. به طوري كه در حال حاضر اسناد سياسي اين كشور مبيّن آن است كه آمريكا براي مقابله عليه هر گونه كاربرد سلاح‌هاي كشتار جمعي، از تسليحات اتمي استفاده خواهد كرد و به هيچ وجه مهم نيست كه توسل به سلاح‌هاي كشتار جمعي ماهيت تدافعي يا تهاجمي داشته باشد. از اين گذشته، آمريكا معتقد است كه اين كشور همچنين، مستعد حمله اتمي به تسهيلات زير زميني و يا مقابله با هر گونه قصد استفاده از تسليحات كشتار جمعي است. به تعبيري، آمريكا بدون توجه به شرايط و صرفاً با هدف مورد نظر خود براي پايان دادن به جنگ از سلاح اتمي استفاده خواهد كرد. همانطور كه مي‌بينيم استفاده از تسليحات اتمي به عنوان «آخرين حربه» با زماني كه كاربرد اين سلاح فقط منوط به در خطر افتادن بقاء كشور و دول هم‌پيمان آمريكا مي‌شد، كاملاً فرق كرده است. امروزه آمريكا، آشكارا از بكارگيري تسليحات اتمي به عنوان يك «عامل بازدارنده» حمايت مي‌كند و معتقد است كه اين عامل مي‌تواند ديگر كشورها را از هر گونه اقدام عليه آمريكا كه ممكن است به بروز يك جنگ غير هسته‌اي بيانجامد نيز باز بدارد. با اين حال، با وجود همه اين تلاشها آخرين راهكار هسته‌اي بازدارنده پنتاگون نيز هنوز تهديد پوچي بيش نيست كه خود آمريكا هم به آن واقف است. در سندي موسوم به «منطق و نيازمنديهاي نيروهاي هسته‌اي آمريكا و كنترل تسليحاتي» نيز صريحاً به اين مشكل اشاره شده است. گفتني است كه اين سند در «بررسي موضع هسته‌اي آمريكا در سال 2001» به عنوان پيش طرح مورد استفاده قرار گرفت: آيا تهديد متعارف يا هسته‌اي آمريكا از نظر دشمنان اين كشور قابل قبول هستند و واقعاً عوامل بازدارنده محسوب مي‌شوند؟ آيا مخالفان اينگونه رويكردها، اعتبار سياست‌هاي بازدارنده آمريكا را ضعيف ارزيابي نمي‌كنند؟ در واقع در شرايط و بستر عرصه بين‌المللي امروز كه با شفاف‌سازي فزاينده‌اي همراه است، جواب قاطعي براي اين سؤالات وجود ندارد. دقيقاً همينطور است. چون بازدارندگي اتمي راهكار مناسبي براي مقابله با كشورهاي شرور غير هسته‌اي نيست، چون هيچكس قبول ندارد كه آمريكا در سناريوهايي كه در طرح‌هاي نظري و سياستهاي خود تدوين كرده است، از سلاح هسته‌اي استفاده خواهد كرد. سياستها و كلمات سياسي اين كشور پوچ و بيهوده‌اند و تنها راه اثبات صحت تئوريهاي سياسي آمريكا آن است كه اين كشور حداقل يك بار مرتكب چنين اقدامي بشود و نشان بدهد كه آمريكا واقعاً مايل و مستعد كاربرد تسليحات اتمي عليه كشورهاي غيرهسته‌اي هست. در حقيقت آمريكا قصد دارد چنين طرحي را براي اجرا در جنگ احتمالي عليه ايران مهيّا كند. البته در صورت بروز چنين جنگي و بر خلاف جنگ عراق، آمريكا قطعاً يك مإموريت صرفاً هوايي در پيش خواهد داشت كه به صورت عمليات مشتركي با همكاري اسراييل انجام خواهد شد. در اين صورت با توجه به اينكه نيروهاي آمريكايي مستقر درعراق و شهروندان اسرائيلي در معرض حملات شيميايي تلافي جويانه ايران قرار خواهند گرفت، طبعاً حمله اتمي اصلي‌ترين راهكار در دكترين آمريكا خواهد بود و اين راهكار آمريكا را به يك كشور «شكست‌ناپذير» و در عين حال «مشروع» مبدّل مي‌كند كه مي‌تواند تسليحات اتمي خود را در قالب يك عامل بازدارنده، عليه تأسيسات زيرزميني سلاح‌هاي كشتار جمعي و تسهيلات موشكي زيرزميني ايران به كار بگيرد. وقتي «آستانه هسته‌اي» در قانون حمله عليه يك كشور غير هسته‌اي پررنگ‌تر شد، يقيناً ترديدي در مورد ارزش «بازدارندگي» زرادخانه اتمي آمريكا براي مقابله با دشمنان احتمالي باقي نخواهد ماند. بنابراين وجود پاسخ‌هاي قطعي در اين زمينه نيز متحمل خواهد بود. از اينرو قدرت‌هايي نظير صدام حسين هيچگاه نخواهند توانست با بهره‌گيري از تسليحات شيميايي يا هر سلاح ديگري مانع از حمله آمريكا بشوند. در واقع قبل از آنكه حتّا تهديد خود را به زبان بياورند، گرفتار حمله اتمي خواهند شد. ميلياردها دلار سرمايه نقدي و ميليونها ساعت كاري كه صرف ساخت و توسعه زرادخانه هسته‌اي آمريكا شده است هيچگاه از سوي دشمن بلااستفاده تلقّي نخواهد شد. احتمالاً كره شمالي نيز در آينده و بدون واگذاري هرگونه امتياز از سوي آمريكا، خلع سلاح خواهد شد. از نظر سياستگزاران و دولتمردان آمريكايي، جهان ما دنياي امن‌تري است. البته نظر مردم معقول و صاحبنظران منطقی درست برعكس است. آمريكا نيز بر اين باور است كه تنها عاملي كه ممكن است شوك شديدي به اين كشور وارد كند، انجام حمله اتمي عليه اين كشور است. به همين خاطر بسياري از كشورها احتمالاً در جهت بهره‌گيري از توانمندي هسته‌اي حركت خواهند كرد و به اين ترتيب خطر بروز جنگ جهاني اتمي به شدّت افزايش خواهد يافت. بر اين اساس تروريست‌هايي كه حامي و همدرد كشورهاي قرباني اين رويكرد هستند اهم تلاش خود را براي انجام اقدامات تلافي‌جويانه به كار خواهند بست و سرانجام در اين كار پيروز خواهند شد.



منبع: Antiwar

ثبت کننده خبر:

تعداد دفعات مشاهده شده: 924


سایر مطالب

31/01/1386

21/01/1386

19/01/1386

28/12/1385

22/12/1385

© 2006, antiwar.ir. All Right Reserved.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
info@antiwar.ir

atf dop