سه شنبه 20 بهمن 1388 - الثلاثاء 24 صفر 1431 - Tuesday 09 February 2010 

  

 [English]   


     آیا سران رژیم صهیونیستی محاکمه خواهند شد؟          یک تحلیلگر مسائل بین‌الملل: افزایش بودجه نظامی آمریکا فقط جان بی‌گناهان بیشتری را می‌گیرد          یک کارشناس مسایل بین‌الملل: تنش بین ترکیه و اسرائیل سیاست‌های آمریکا در منطقه را به چالش می‌کشد          جهادی گری پروژه جدید آمریکا (7) پروژه "عراق‌سازی " یمن و دیپلماسی رسانه‌ای تایم          جهادی گری پروژه جدید آمریکا (6) زمینه سازی آمریکا برای شروع جنگ در یمن          سلیمان: حمله به لبنان، دیگر برای اسرائیل آسان نیست          ترکیه سفیر آمریکا را از دخالت در امور داخلی خود برحذر داشت          خالد مشعل:ماهیت رژیم اسراییل جنگ طلبی، اشغالگری و مخالفت با صلح است          ماهنامه امریکایی مانتلی ریویو/ انقلاب رنگین، شکل جدید تلاش آمریکا برای تغییر رژیم های سازش ناپذیر     





 

[نسخه متنی]

RSS

مقاله - سیاسی

سه شنبه 03/08/1384

 ساعت: 11:45

 [جستجو برای همه اطلاعات]  [بازگشت]  [نسخه چاپی] 

عبرت‌هاي تاريخي براي ابر قدرت‌ها


استوارت نيوزبومر سايت عمليات رواني – دشمنان به شيوه‌اي مي‌جنگند و ما به شيوه‌اي ديگر، بن‌بستي ايجاد شده كه در نهايت ما را مجبور مي‌كند نيروهايمان را به خانه باز گردانيم. آيا اين وضع درسي براي ما ندارد. اين حقيقت تلخ آمريكاييان را آزار مي‌دهد، حقيقتي چنان ناخوشايند براي آنها كه مايل نيستند درباره آن صحبت يا حتا فكر كنند، حقيقتي كه سخن گفتن از آن براي رسانه‌ها بسيار خطرناك است. آمريكايي‌ها سالانه 450 ميليارد دلار بودجه صرف امور دفاعي مي‌كنند كه تقريباً معادل بودجه نظامي كل كشورهاي دنياست با اين حال مخارج نظامي نجومي ما قادر به كنترل مشتي عرب در گوشه‌اي از اين دنيا نيست. ارتش قدرتمند و پر ابهت ما مي‌تواند دنيا را نابود كند اما قادر به مهار كردن چند افراطي كه در مسير آمريكايي‌ها بمب كار مي‌گذارند و در حال تبديل شدن به شورشي تمام عيار هستند، نمي‌باشند. ما پر هزينه‌ترين و قدرتمندترين ارتش دنيا را در اختيار داريم اما آيا اين ارتش مي‌تواند كاري انجام دهد؟ در حالي كه با قطار سريع السير در حال عبور از آلمان هستم، اين كشور امن و مرفه را با آمريكا مقايسه مي‌كنم. در اينجا شهرهاي ويران، كارخانه‌هاي تعطيل شده، افراد بي‌خانمان و گروه‌هاي جنايتكار وجود ندارد و نيز مردمي كه رئيس جمهوري نادان را برگزينند. آلمان پيشرفت كرده اما اين پيشرفت مرهون عبرت گرفتن از اشتباهات عظيمش در گذشته بوده است. امروز آلمان پاداش درس گرفتن از تاريخ را مي‌گيرد. اما آمريكا در حال پسرفت است و از عبرت گرفتن از گذشته زشتش امتناع مي‌كند، از اين رو امروزه در آشوب زشت ديگري گرفتار شده است. فاجعه عراق كاملاً قابل پيش بيني بود‌، مي‌شد از آن اجتناب كرد آگر آمريكاييان به خصوص جرج بوش و همپالكي‌هايش به تاريخ احترام مي‌گذاشتند. اما بوش تاريخ را دوست ندارد. تاريخ محدود كننده است، تاريخ از محدوديت‌ها مي‌گويد. در حالي كه نيروهاي ما در ويتنام شاليزاها را مي‌سوزاندند، هدف حمله ويتنامي‌ها از جنگل قرار مي‌گرفتند. ما جنگل‌ها مي‌سوزانديم و آنها از شاليزارها به ما حمله مي‌كردند. ما هم شاليزارها و هم جنگل‌ها را نابود مي‌كرديم و آنها از دهكده‌ها به ما حمله مي‌كردند. ما دهكده‌ها را با خاك يكسان مي‌كرديم و آنها از شهرها به ما حمله مي‌كردند. هنگامي كه ما تجمع مي‌كرديم، آنها پراكنده مي‌شدند؛ وقتي ما متفرق مي‌شديم، آنها دوباره يكپارچه مي‌شدند و حمله مي‌كردند. استراتژي آمريكا، ارتش ما را به مسابقه با ويتنامي‌ها كشانده بود و اغلب در جايي كه دشمن حضور نداشت - و زماني مي‌فهميديم كه در دام آنها گرفتار شده بوديم. سرانجام مستهلك و خسته تسليم شديم و ويتنام را رها كرديم. آيا آمريكا از ويتنام درسي آموخت؟ آيا ارتش تغيير كرد؟ از ديدگاه رسانه‌هاي گروهي مهم‌ترين درس جنگ ويتنام اين است كه آمريكايي‌ها نبايد به روي سربازانشان كه از جنگ باز مي‌گردند، تف بياندازند، درسي كاذب چرا كه آمريكاييان هيچگاه به آن توجهي نمي كنند. از سوي ديگر، از اين درس غفلت كرديم كه عبرت‌‌هاي تاريخي در همه جاي آمريكا مشهودند اما كسي به آنها توجهي نمي‌‌كند. رسانه‌هاي آمريكا نيز تاريخ را دوست ندارند. آموختن عبرت‌‌هاي تاريخ مستلزم مطالعه تاريخ است كه ابر قدرت آمريكا انجام نمي‌دهد. بنابراين، امروز در عراق، گروه مسلح كوچكي – اما نه ابتدايي – به جنگ نامتقارن روي آورده‌اند و مقابل قدرتمندترين ارتش دنيا ايستاده‌اند. شورشيان عراقي خود را در معرض قدرت آتش عظيم ما قرار نمي‌دهند و جستجوهاي آمريكاييان براي يافتن آنان در اغلب موارد شكست خورده‌است. آنها بر قابليت تحرّكت مخفيانه خود تكيه مي‌كنند در حالي كه آمريكاييان برفناوري پيشرفته تكيه مي‌كنند. هنگامي كه نيروهاي ما حمله مي‌كنند، عراقي‌ها پراكنده مي‌شوند؛ وقتي نيروهاي ما مي‌روند، شورشيان باز مي‌گردند. مخالفان عراقي به شيوه ما نمي‌جنگند و ارتش آمريكا نيز نمي‌خواهد به شيوه آنان بجنگد. نتيجه بن بست است. اما در بن بست نظامي، اين ارتش كشور اشغالگر است كه تقريباً هميشه شكست مي‌خورد. آمريكا كه تمايلي به تحمل خسارات مالي و جاني جنگ ندارد – كه هر دو براي ارتش پر هزينه و سربازان مدرن و آسيب‌پذير ما عظيم بوده‌اند – سرانجام به اين بن بست خاتمه خواهد داد. اما عراقي‌ها باقي خواهند ماند، آنجا كشور آنهاست، نه كشور ما و دولت دست نشانده و نامشروعي كه آمريكا بر سر كار آورد، به زودي همچون خانه اي پوشالي فروخواهد ريخت. همه اين وقايع در تاريخ نوشته شده است. تاريخي كه ابر قدرت‌ها از خواندن آن ابا دارند. پس از شكست ما در ويتنام، شوروي به افغانستان حمله كرد تا شكست بخورد. هم اكنون ما نيز در نيمه راه شكست در عراق و احتمالاً افغانستان هستيم. ارتش‌هاي ابر قدرت‌ها در شيوه جنگيدن خود تغييري ايجاد نمي‌كنند حتا زماني كه شكست مي‌خورند. حقيقت تلخي كه آمريكايي‌ها با آن مواجه نمي‌شوند و رسانه‌ها تمايلي به پرداختن به آن ندارند اين است كه اگرچه ما هزينه هنگفتي صرف ارتشمان كرده‌ايم، اگرچه ارتش ما از پيچيده‌ترين و پيشرفته‌ترين و گران‌ترين جنگ افزارها در دنيا برخوردار است، اگرچه نيروهاي ما ماهرترين هستند، اما ارتش ما در جنگي‌هاي فعلي افتضاح عمل كرده است. اسامه بن لادن و همقطارانش آزادانه در افغانستان و پاكستان جولان مي‌دهند. نظم و امنيت در عراق مستقر نشده و كشور در هرج و مرج كامل قرار داد. نيروهايي با هزينه اندك و تسليحات ابتدايي به فرماندهان ما حقه مي‌زنند، به شيوه‌اي مي‌جنگند كه نيروهاي ما نمي‌توانند، شيوه‌هايي كه فرماندهان مغرور و پر نخوت ما از آن ابا دارند؛ و هنگامي كه شكست ما رقم خورد، وقتي نيروهايمان شكست خورده به خانه بازگشتند، ژنرال‌هاي ما دوباره مانند زمان پس از ويتنام تقصير را به گردن «تظاهركنندگان ضد جنگ خائن»، «رسانه‌هاي مستقل» و «سياستمداران مخالف » مي‌اندازند اما هيچگاه خود را به خاطر فريب خوردن مقصر نمي‌دانند. البته ارتش آمريكا تغييرات اندكي در استراتژي جنگ خود داده است. مدتي اصطلاح «عمليات ويژه» كلماتي كليدي بودند اما براي نيروهايي كه در صحنه جنگ مي‌جنگند، همه جنگ‌ها عمليات ويژه هستند. هنگامي كه ما حرف مي‌زنيم، آنها مي‌جنگند. پنتاگون تغييراتي در آموزش سربازان ايجاد كرده اما هيچ تغييري در «شيوه جنگ» رخ نداده است. دشمنان به راحتي بر شيوه‌هاي جنگي سنتي ما غلبه مي‌كنند – البته صدام حسين در جنگ خليج فارس نتوانست اما دنيا شاهد كشتار بود و اين درس را گرفت كه ديگر مقابل نيروهاي آمريكا، به آن شيوه نجنگد. تجهيزات جديد و گران‌تر و پيشرفته‌تري از سوي شركت‌هاي اسلحه سازي عرضه شده اما اين تجهيزات براي جنگ‌هاي نامتعارف امروزين مضحك هستند. ما بمب افكن‌هاي دويست و پنجاه ميليون دلاري B-1 داريم كه در كانزاس خاك مي‌خورند اما سربازانمان در عراق ساده‌ترين پوشش زرهي براي وسايل نقليه‌شان در اختيار ندارند. لشكر دهم ما در افغانستان كه آمادگي جنگ در نقاط كوهستاني را نداشت، از كار افتاد و زمين گير شد. سربازان در عراق مي‌گويند نمي‌دانند چگونه در جنگي كه مرزها و دشمن آن مشخص نيست پيروز شوند و فرماندهانشان مي‌گويند بجنگيد و آمريكاييان مي‌پرسند چرا سربازانمان كشته مي‌شوند؟ و واشينگتن پاسخي ندارد. هنگامي كه آمريكا سرانجام از عراق خارج شود – پس از كشتار هزاران هزار نفر مردم بي‌گناه، پس از اين كه مطمئن شديم كشور به سمت جنگ داخلي ويرانگري سوق يافته و پس از اين كه در دنيا بدنام شديم – آمريكايي‌ها اين حقايق تلخ را فراموش مي‌كنند همانطور كه حقايق تلخ ويتنام را فراموش كردند و ورسانه‌ها به سمت پرداختن به فاجعه ديگري در دنيا كه اجتناب از آن كاملاً ميّسر است هجوم مي‌برند و ارتش آمريكا دوباره بهترين سربازان دنيا را تربيت مي‌كند و آنها را با گران‌ترين جنگ افزارها تجهيز مي‌كند و ژنرال‌ها شروع به طرح‌ريزي اشغال كشوري ديگر مي‌كنند. و اشتباهات وحشتناك آلماني‌ها و درس‌هاي عبرتي را كه از اين اشتباهات گرفتند همگان در تاريخ مي‌خوانند. شايد همه ما، سياستمداران، ژنرال‌ها و شهروندان عادي لازم باشد سفري به آلمان كنيم و ببينيم كه آلمان در چه وضعيتي است. ابر قدرت آمريكا كي مي‌خواهد درس عبرت بگيرد؟



منبع: مجله اينترونشن

ثبت کننده خبر:

تعداد دفعات مشاهده شده: 544


سایر مطالب

31/01/1386

21/01/1386

19/01/1386

28/12/1385

22/12/1385

© 2006, antiwar.ir. All Right Reserved.

استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.
info@antiwar.ir

atf dop