مردي با دو چهره!
كريس فلويد
سایت عملیات روانی- گسترش روزافزون جوخههاي مرگ در عراق كه در حال تخريب و چپاول اين كشور هستند، به خوبي نشانگر نتايج زيان آور و مخرب سياستهاي ناشيانه دولت بوش است كه باعث بروز اختلافات فرقهاي در عراق شده است. حتي طرفداران جنگ عراق نيز اين مساله را به تلخي مورد استهزاء و تمسخر قرار داده و ميگويند: «اين احمقها حتي قادر نيستند بدون خرابكاري يك تخممرغ را آبپز كنند.»
اما اگر واقعيت تلختر از اينها باشد چه؟ اگر اين هرج و مرج مخرب در نتيجة بيكفايتي مقامات عراقي به وجود نيامده باشد، بلكه حاصل سياستهاي به دقت طراحي و برنامهريزي شدة كاخ سفيد باشد چه؟ ماكس فولر، روزنامهنگار و پژوهشگر معروف در كتابي كه بر مبناي گزارشهاي خبري و اسناد غيرسرّي پنتاگون تاليف كرده درستي اين مطلب را به اثبات رسانده است. فولر با استناد به واقعيتهاي مستند نشان ميدهد كه اكثر فجايع و ويرانگريهايي كه به شورشيان «خشونتطلب» شيعه و سني عراق نسبت داده ميشوند، كار نيروهاي ويژه و كماندوهاي دولتي است كه از سوي آمريكاييها آموزش ديده و هدايت ميشوند و در ضمن هزينه آنها نيز از سوي سازمان سيا تامين ميگردد.
در آگوست 2003 گزارش هایی منتشر شد مبنی بر این كه آمريكا براي مقابله با آشوبهاي نوظهور عراق و همچنين براي بازگشايي شكنجهگاه ابوغريب، نيروهاي امنيتي صدام حسين را اجير كرده است. در ضمن گفته شد كه مبارزان مسلح افراطگرا نيز در سراسر عراق مشغول فعاليت هستند. با انتقال قدرت از دولت دستنشانده ائتلاف به دولتهاي موقت و دائمي در عراق، اين گروههاي افراطي و خشونتطلب به استخدام وزارت كشور عراق درآمدند و گروههاي شيعه و سنيِ به ظاهر مخالف که گاهی تحت فرماندهی مشترکی فعالیت می کردند، عملاً برای به دست آوردن بخشی از سرزمین های عراق تلاش می کردند.
بوش براي كمك و تجهيز اين گروههاي خشونتطلب كه هر هفته موجب كشتهشدن دهها نفر ميشدند، مشاوران آمريكايي در اختیارشان قرار می داد. اين مشاوران كساني بودند كه در كلمبيا و السالوادور جوخههاي مرگ راستگرايان را آموزش ميدادند. طبق گزارشهاي نيوزويك، مقامات دولت بوش علناً به داشتن ارتباط با اشرار و انجام عمليات «سالوادور آپشن» و حمايت از برنامه ضدشورش ريگان كه دهها هزار انسان را به كشتن داد، مباهات ميكنند. به گزارش سايت خبري پنتاگون، بوش همچنين يك مركز فرماندهي، كنترل و نظارت بسيار پيشرفته براي هماهنگ كردن عمليات كماندوهاي عراقي تاسيس كرده است. مردم عراق بايد بدون برق، سوخت و دارو زندگي كنند، در حاليكه اشرار وابسته به بوش با انجام خرابكاري و كشتارهاي بيشمار در ناز و نعمت غرق هستند.
ماههاست گزارشهايي منتشر ميشود كه افراد مسلح با يونيفورم كماندوهاي پليس عراق با بيسيمهاي مجهز و سوار بر خودروهاي تويوتا لندكروز اقدام به دستگيري شيعيان و سنيان ميكنند. افراد دستگير شده ديگر هرگز به خانههاي خود باز نميگردند. اجساد برخي از آنها روزها و هفتهها بعد در كنار ديگر اجساد پيدا ميشود. بر روي تمامي اجساد آثار شكنجههاي وحشيانه و همچنين گلولهاي در سر ديده ميشود. نيازي به گفتن نيست كه از سوي پليس هيچ بررسي در زمينه اين قتلها صورت نميگيرد.
دولت بوش و همپالكيهايش از اهداف اصلي خود يعني غارت ثروتهاي ملت عراق و باز كردن جاي پاي نظامي ثابتي در اين كشور صرفنظر نکرده اند. اگر كنترل مستقيم اين كشور با عامل دستنشانده ميسر نباشد، دامن زدن به اغتشاشات خونين و اختلافات فرقهاي بهترين راه براي تضعيف دولت به شمار ميرود. به گزارش روزنامه اينديپندنت، مقامات دولت بوش از همكاري با افراد خشونتطلب و افراطی بسيار راضي هستند، چرا كه فعاليت اين افراد مانع از شكلگيري يك دولت قوي و ملي ميشود. چنين دولتي ممكن است با خصوصيسازي يا واگذاري سرمايهگذاري در صنعت نفت عراق به سرمايهگذاران خارجي- كه بيش از 200 ميليارد دلار از سرمايه ملت عراق را به جيب متحدان بوش سرازير خواهد كرد- مخالفت كند.
درگيري ها و خشونتها عراق را به چندين منطقة جزيره مانند تقسيم كرده است كه هر منطقه متعلق به فرقهاي خاص است. اين مسأله به نفع دولت بوش است چرا كه كنترل يك جامعه از همپاشيده كه رعب و وحشت بر آن حكمفرماست، بسيار آسان خواهد بود. در ضمن وجود كشتار و خونريزيهاي مداوم در عراق حضور ارتش آمريكا را در اين كشور توجيه ميكند.
اين سياست جديدي نيست. طبق اسناد سازمان جاسوسي آمريكا (سيا) اين سازمان در سال 1953، بنيادگرايان اسلامي و گروههاي غيرمذهبي را براي تضعيف دولت دموكراتيك ايران- كه قصد داشت كنترل صنعت نفت كشور را به دست بگيرد- تحت حمايت مالي قرار داد و به اين ترتيب راه را براي تثبيت شاه كه دستنشانده آمريكا بود، هموار كرد. مقامات اين سازمان در سال 1971 و در عمليات ضدشورش «فونيكس» در ويتنام بيش از 21 هزار تن را كشتند. اين سازمان در سال 1979 حمايت خود را از افراطيترين گروههاي اسلامي در افغانستان آغاز كرد. طبق اظهارات رابرت دريفوس در كتاب «بازي شيطان» اين سازمان براي تضعيف دولت غيرمذهبي افغانستان كه متحد شوروي بود، پول و اسلحه در اختيار گروههاي افراطگرا قرار داد و حتي براي دانشآموزان كتابهايي درسي تهيه كرد و به اين ترتيب كرملين را تحريك كرد تا با هزينهاي سرسامآور در اين كشور مداخله نظامي كند. طبق اظهارات کرگ پالاست، گزارشگر BBC بعدها اسامه بن لادن، به اين عمليات ملحق شد و افراد خود را براي آموزشهاي تروريستي ضد شوروي به آمريكا فرستاد.
اين سياست بيش از نيم قرن دوام داشته است. رهبران آمريكا براي افزايش قدرت و ثروت كشور خود از گروههاي تروريست و افراطي حمايت كرده و يا خود چنين گروههايي را به وجود آوردهاند. آنها با دامن زدن به درگيريها و خصومتها و با اشاعه رعب و وحشت در كشورهاي مختلف، اين كشورها را به اطاعت از خود واداشتهاند. قتل عام و خونريزيهايي كه اين سياست در كشورهاي ديگر باعث ميشود و تبعات آن كه دامنگير مردم عادي آمريكا ميشود، براي دولتمردان اين كشور هيچ اهميتي ندارد. اينها قيمتي است كه بايد براي افزايش قدرت و ثروت آمريكا پرداخته شود. «بيكفايتي» بوش نيز تنها ماسكي است كه بر چهرة اين حسابگري خشك زده شده است.
Registerer:
Visit count: 769
|
Other subjects
|